تبليغاتX
عشق ماشین

 


ساعت 6 روز پنج‌شنبه. مكان: تهران- شهرك غرب- خيابان ايران‌زمين. تهراني‌هاي ماشين‌باز و عشق ماشین مي‌دانند چنين روز و ساعتي، در اين خيابان خاص چه خبر است!

رژه خودروهاي لوكس و اسپرت كه اكثراً قيمت‌هايي كهكشاني دارند، پير و جوان  را متحير خود مي‌كند. از مرسدس SL55 AMG وSLK55AMG با تيونينگ فاب‌ديزاين  و لورینسر گرفته تا ب‌ام‌و سري هفتFace Lift و سري شش MPower ، همگي در اين خيابان 4- 5 كيلومتر فقط مي‌روند و مي‌آيند. اما ... ناگهان ايران‌زمين غرق در سكوت مي‌شود. همه نگاه‌ها به يك سو مي‌چرخد. غرشي پر اُبهت شنيده و لرزش‌هاي خفيفي حس مي‌شود. آنها مهمانان تيم تست هفته‌نامه دنياي‌خودرو هستند كه مي‌آيند. فورد موستانگ GT، دوج Charger و شورولتC6 Corvette خودروهایی که بعد از بهم ریختن خیابان ایران زمین به  خیابانی کاملاً خلوت برده می شوند تا هیچ مزاحمی نداشته باشند.

آنها را بهتر بشناسيم

برحسب حروف الفبا با شورولت كوروت آغاز مي‌كنيم. خودرويي كه اهالي فن به اختصار آن را Vette مي‌خوانند. كوروت مورد آزمايش ما مدل C6 يا همان نسل ششم اين محصول رويايي جنرال‌موتورز است كه از سال 1962 موفقيت صعودي داشته است.جدا از مدل پايه يا Base و همچنين مدل‌هاي مسابقه‌اي با پسوند R، دو پيشرانه براي اين كوروت استثنايي در نظر گرفته شده بود. يكي تا قبل از سال 2007 با نام LS2 كه 400 اسب‌بخار و ديگري بعد از سال 2007 بود كه LS3 نام داشت و حداكثر 430 اسب‌بخار نيرو توليد مي‌كرد.

تصور اينكه زير كاپوت اين كوروت پيشرانه‌اي حجيم 6.2 ليتري آرام گرفته، حس شيطنت را برمي‌انگيزد. چنين قدرتي كافي است تا جدي‌ترين رقباي اين خودرو يعني پورشه Carrera و جاگوار XK8 به راحتي نابود شوند.

آمارها نشان مي‌دهد از لحظه عرضه تاكنون بيش از 34 هزار دستگاه از اين كوپه جذاب فروش رفته است. گفته مي‌شود جنرال‌موتورز بعد از موفقيت نسل بعدي Zها يعني ZR1، مي‌خواهد تا سال 2012 سري C7 را هم راهي بازار كند. 

خودروي بعد دوج شارژر است كه بيش از اين در شماره 94 هفته‌نامه دو دستگاه مختلف از آن را  در تهران و كيش تست كرديم، اما تجربه با مدل 2009 آن يقيناً حس ديگري دارد. دوج فوق بر پايه پلت‌فرم LX كرايسلر (مالك كمپاني دوج) طراحي شده است و نيم‌نگاهي هم به مرسدس  Eكلاس داشته است.

شارژر امروز مدل SXT  است. دوج نيز از سال 1964 مدل شارژر را با فراز و نشيب‌هايي به امروز رساند.  البته هيچ‌گاه دوستداران اين قوچ وحشي خاطره مدل‌هاي SRT و پيشرانه‌‌هاي قوی HEMI را از ياد نمي‌برند. شارژر يك الهام‌بخش بزرگ براي مدل كرايسلر 300 بود. اين خودرو از قابليت‌هاي فني بي‌نظيري بهره مي‌برد كه به وقتش براي شما توضيح مي‌دهيم.

آخرين معرفي مقدماتي مربوط است به فورد معروف موستانگ از سري GT. مي‌دانيد كه موستانگ‌ها در انواع مختلفي توليد مي‌شوند. Shelby500،  Cobra،  Super Snake، GT و مدل پايه Base. اين آمريكايي پراعتبار نيز كه از سال 1964 نفس رقبايي همچون پونتياك و كاديلاك را به شماره انداخته است، به عنوان نسل پنجم از موستانگ‌ها شناخته مي‌شود. مهمترين تفاوت اين خودرو با مدل نسل قبل، طويل‌ترشدن Wheelbase (فاصله طولي بين محور عقب و جلو) و همچنين بهينه‌شدن ضرائب دنده‌ها است. اين نسل و اين خودرو به قدري موفق هستند كه كمپاني فورد براي مدل 2010 خود راهي جز الگوبرداري از اين اسب هشت سيلندر نمي‌ديد.

آغاز کار با آمریکایی های خشن

اجازه بدهيد به نكته‌اي مهم بيش از هر چيز ديگري اشاره كنيم. مقايسه اين خودروها با هم، از لحاظ فني و تخصصي كار غلطي است چه از نظر قیمت و چه از نظر ظاهر.موستانگ GT در كلاس Pony Car، شارژر در كلاس‌ سدان اسپرت  و كوروت در كلاس Sport Car قرار دارند.پس مي‌خواهيم به همان ترتيبي كه معرفي كرديم، با خودروها گرد و خاك راه بياندازيم.

ابتدا سراغ شورولت كوروت مي‌رويم. باور كردن اينكه بتوان سوار چنين خودرويي شد كمي سخت است چرا كه كوروت بيش از حد به زمين چسبيده است. درِ خودرو به طور لمسي باز مي‌شود. قبل از سوارشدن دنياي اطراف را خوب نگاه كنيد. چرا كه از درون كوروت، دنيا طور ديگري است. سوار مي‌شويم. به راحتي هر چه تمام‌تر درون Leg Room مي‌رويم. صندلي بيش از اندازه حس و حال اسپرت‌بودن را القا مي‌كند زيرا طبق گفته مالك صندلي‌‌هاي استاندارد با نمونه سفارشي  اسپرت Z06 تعويض شده است.تنها بخش از سر و گردنتان از بیرون مشخص است.فرمان تلسكوپي به صورت الكتريكي به هر زاويه‌اي (چهار جهت اصلي و بيرون و درون) كه مي‌‌خواهيد مي‌چرخد.

نيازي به تنظيم آينه‌هاي كوچك نيست، همه چيز تحت تسلط شماست. قبل از حركت بگذاريد تا شما را بيشتر با حال و هواي داخل كوروت آشنا كنيم. داشبورد و تودري با ورقه‌هاي شبه چرم با عمر بالا و قابليت عدم اشتعال پوشانده شده بود همچنین بخشی از کنسول مرکزی با فیبرکربن مزین شده بود که حس و حال اسپرت بودن را القا می کند. آپشن‌هاي مالتي‌مديا از هر لحاظ فكر تجهيز مجدد آن را از ذهن دور مي‌كرد. يك راديويي ماهواره‌اي XM همراه با چنجر شش خشابي و سيستم صوتي حرفه‌اي Bose كه قابليت كنترل از روي فرمان را هم داشت، كابين را فوق‌العاده جوان پسند نشان مي‌داد.

سيستم ناوبري و بررسي فرآيندها، به راحتي از روي LCD لمسي 5/6 اينچي كنترل مي‌شد. دكمه‌‌هاي روي كنسول را بررسي مي‌‌كنيم. Navigation (سيستم راهياب) و آنتن داخلي بلوتوث. به دكمه TCS (سيستم كنترل نيروي رانشي) رسيديم. تنمان لرزيد. چون هرگاه خودرويي TCS داشته باشد حتماً ناآرام است.

ديگر آپشن‌ها شامل ميكروفن‌هاي تشخيص صدا و نشان‌دهنده باد تاير مي‌شد. جالب اين است كه درون اين خودرو به صورت استاندارد كپسول اتفاي حريق وجود دارد که در کنار پای سرنشین کناری قرار دارد.

و حالا حركت

مثل اكثر سوپر اسپرت‌ها براي روشن كردن خودرو پاي خود را روي ترمز گذاشته و دكمه Engine را مي‌زنيم. گيربكس اتومات را در حالت «D» قرار داده و نرم راه مي‌افتيم. دست‌اندازهاي بي‌شمار تهران كمي به اتاق آن فشار آورده بود و كابين قدري صدا مي‌داد. مطمئن باشيد تا 110 كيلومتر در ساعت را به هيچ‌وجه حس نمي‌كنيد.در ابتدا با کوروت بسیار نرم و معمولی رانندگی می کنیم،رسیدن به سرعت 90 کیلومتر در ساعت امری کاملاً عادی بود که اصلاً احساس نمی کردید با چنین سرعتی در حال حرکت هستید. دور اول را با همین سرعت طی می کنیم،در حین دور زدن کاپوت کشیده C6 به شما کمک می کند تا فاصله ی جدول کنار خیابان را تشخیص دهید،اما نکته ای که در حین حرکت با دنده عقب کمی گریبان گیرتان می شود آینه‌های کوچک و شیشه عقب قوس دار با ستون عقب کوتاه است، که میدان دیدتان را گرفته است،  در حالت سکون قرار می‌گیریم، سیستم تعلیق را از حالت M به حالت S، توسط اهرم دنده ای که برروی کنسول مرکزی و پشت جعبه‌دنده قرار دارد تغییر می‌دهم. پای خود را تا انتها و با تمام قدرت روی پدال گاز فشار دادم، بعد از گذشت تنها 6/5 ثانیه کیلومتر شمار عدد 100 را نشان داد این عدد در حالت استاندارد  ظرف مدت زمان 3/4 ثانیه به دست می آید. همچنان پدال گاز را فشار می‌دهم تا زمانی که کیلومترشمار روی شیشه جلو عدد 160 را نشان داد که این زمان تنها در مدت زمان 14 ثانیه طول کشید و حالا پدال ترمز وارد عمل می‌شود، که با توقف شدید خودرو تمام وسایل قرار داده شده در جا لیوانی‌ها و موبایل‌هایمان روی زمین پرت می‌شوند.

 

دوباره حرکت خود را آغاز می‌کنیم، سرعت را به کمک کروزکنترل در عدد 80 نگه می‌داریم، پای خود را از روی پدال گاز برمی‌داریم و بعد از کمی مکث با قدرت پدال  گاز را لمس می‌کنیم، هوشیاری و عکس‌العمل بالای پیشرانه کاملاً مشهود بود، به طوری که با یک معکوس به موقع دور موتور و گشتاور افزایش یافت و چند ثانیه بعد کیلومترشمار عدد 140 را نشان داد. در حین حرکت تعویض دنده‌ها را به کمک پدال‌های پشت فرمان E-Gear انجام دادم. تفاوت این پدال‌ها كه برخلاف ديگر خودروهايي كه از اين نوع Shift (تعويض‌دنده) استفاده مي‌كنند، در این است که هر دو اهرم پشت فرمان با علامت + نشانه‌گذاري شده‌اند. قابليت برتر اين سيستم امكان اداره جعبه دنده با يك دست است به صورتی که با فشار دادن هرکدام از اهرم‌ها به سمت داشبورد، دنده سبک شده و با فشار به سمت فرمان‌دنده سنگین می‌شود. چنين مكانيزمي را پيش از اين فقط در BMW335i- Mpower ديده بودم. تمام كوروت‌ها با يك سيستم خارق‌العاده راهي بازار مي‌شوند و آن HUD (HEAD UP DISPLAY)  است. وقتي سرعت در حال گذر از 140 كيلومتر در ساعت است، حتي نگاهي گذرا به صفحه كيلومتر مي‌تواند خطرآفرين باشد. ولي با وجود سیستم HUD تمام اطلاعات مربوط به سرعت كنوني، دور موتور و دنده فعلي روي شيشه جلو به صورت دیجیتالی نمایش داده می‌شود که نگاه کردن به آن نیاز به تمرکز زیادی ندارد. اين دقيقاً همان سيستمی است که در هواپيماهاي جنگنده قرار دارد. قصد داريم مسير برگشت را بدون سیستم كنترل كشش برويم. پس ESP و TSC خاموش. كاملاً واضح است كه كنترل چنين خودرویی در اين حالت نياز به مهارت بالايي دارد.

گيربكس كوروت دنده چهارم راهنوز تجربه نكرده است كه شما از مرز 160 كيلومتر هم مي‌گذريد. به مدد ترمزهاي ضدقفل ABS و سامانه ترمز اضطراري EBA و با در نظر گرفتن ديسك‌هاي خنك شونده سوراخ‌دار در ابعاد355 ميلي‌متري (جلو) و 340 ميلي‌متري (عقب)، كوچكترين تماسي با پدال ترمز شما را به شيشه جلو مي‌چسباند. اگر تايرهاي 18  اینچ با مارك Goodyearنبودند حتماً در مواقع خطر اين خودروي 1400 كيلويي به مانع برمي‌خورد. متاسفانه به صورت قانوني جايي نيست كه بتوان Red Line (حداكثر دور موتور)، 7100 دور در دقيقه‌اي اين كوروت را ديد. اين درست همان زماني است كه شما به حداكثر سرعت 308 كيلومتر در ساعتي مي‌رسيد. نيروي گرانش به حدي به گردن و پهلوها فشار آورده بود كه مي‌بايست حتماً استراحت كوتاهي داشته باشيم.

پس از تازه‌كردن نفس نوبت سواري با دوج است. هيبت و وقار شارژر به شما اجازه هيچ‌گونه حركت سبكسرانه را نمي‌دهد. چهره عضلانی شارژر واقعاً جذاب و پر ابهت بود،جلو پنجره 4تکه و چراغ‌های ذوزنقه‌ای در کنار کاپوت عضلانی این قسمت را کاملاً متفاوت با قسمت عقب کرده است. قسمت کناری نیز تنها با وجود گلگیر برآمده عقب که روی انتهای در عقب نیز نمایان است، جذاب شده. پشت شارژر تنها قسمتی است که هیچ‌گونه هماهنگی با خودرو ندارد، چراغ‌های مستطیلی و صندوق عقب معمولی با طراحی ساده کمی دلسردکننده است. باور كنيد وقتي سوار اين عضلاني چهار در شديم، گمان كرديم اين يك لكسوس GS لوكس است. آنچنان راحت و آنچنان دلباز كه بعد از تجربه با كوروت واقعاً وقت حركت آرام و با متانت بود. داخل کابین با وجود کروم روی فرمان، داشبورد و بخشی از کنسول مرکزی و تودری‌ها کمی حس اسپرت‌بودن را به شما القا می‌کند.

امکانات و تجهیزات شارژر به طور مختصر شامل هندزفري، سيستم صوتي با چنجر شش خشابي و بلوتوث، 2عدد ایربگ، سیستمESP، تایرهای کانیتننتال در اندازه18R60/225، صندلی برقی راننده، ورودیAUX، هفت بلندگوي فراگير كه لذت بي‌نظيري از شنيدن موسيقي را فراهم مي‌كرد به همراه کروز کنترل و فرمان تلسکوپی است. فضای داخل کابین بزرگ و جادار بود به طوری که شما می‌توانید دو نفر را در صندلی جلو و چهار نفر را در صندلی‌های عقب جای دهید. سوئیچ را چرخانده و پیشرانه 6 سیلندر قوچ را روشن می‌کنیم.

شارژر مورد نظر از یک پیشرانه V6 با چهار سوپاپ در هر سیلندر به حجم 5/3 لیتر و قدرت 253 اسب‌بخار در دور 6400 و گشتاور 339 نیوتن‌متر در دور 3800 بهره‌مند است. باز هم جعبه‌دنده‌‌اي اتومات انتظارمان را مي‌كشيد. ترمز پايي الكترونيكي را خلاص و با استفاده از دكمه Release روي سردنده، آن را در حالت حركت با نيروي مستقيم ديفرانسيل (حالت D) قرار مي‌دهيم. آنقدر سواري با شارژ ابهت و حس اشرافي القا مي‌كرد كه جرأت رسيدن به سرعت‌هاي بالا 80 كيلومتر به ذهن خطور نمي‌كرد. اين وقار دليل فني دارد. شاسي اين آمريكايي پر از نقاط جوش متراكم است. وزن به نسبت بالا و يك فنربندي پيچيده، اين خودرو را تا حدي تحسين‌برانگيزي پايدار كرده بود. ‌اما اين سوال پيش آمد كه آيا اين آرامش در 120 و يا 150 كيلومتر در ساعت هم حفظ مي‌شود يا نه. پس گيربكس در حالت اسپرت و پدال گاز تا انتها فشرده مي‌شود. در حالت استاندارد شارژر تنها نیاز به مدت زمان 4/8 ثانیه دارد تا به سرعت 100 کیلومتر دست یابد که این عدد در آزمایش انجام شده به 1/9 ثانیه رسید. البته وجود نقص فنی جزئی در حین آزمایش مارا از ثبت سرعت 160 کیلومتر منصرف کرد. کابین بسیار بی‌صدا و نرم است، که البته این نرمی را مدیون سیستم تعلیق  بود. فرمان‌پذیری دوج بسیار عالی بود و حتی میدان دید بسیار خوبی را نسبت به کوروت داشت، البته این دید خوب به خاطر ارتفاع نسبتاً بلند خودرو است.  در سرعت 80 کیلومتر پدال گاز را فشار می‌دهیم، پیشرانه با کمی مکث جزئی و قابل گذشت دور موتور را به سمت خط قرمز رنگ مشایعت می‌کند، که گیربکس پنج سرعته اتوماتیک تحمل چنین فشاری را ندارد و به سرعت دنده‌ها را تعویض می‌کند. کیلومترشمار عدد 130 را نشان می‌دهد و حالا ترمزها. چند بار فشار دادند پدال ترمز باعث توقف کامل خودرو شد، که نشان از ضعف در این قسمت است. شنيده بوديم كه قوچ‌هاي وحشي مگر در مواقعي خاص هرگز ناله نمي‌كنند. گويا اين قوچ آمريكايي نيز به يكي از آن مواقع رسيده است.

در  دفترچه راهنماي اين خودرو از سيستم‌هاي كنترل چرخش‌هاي ناگهاني Oversteer بسيار گفته شده. اگر چنين سيستمي وجود نداشت تمام شارژرها با عرض بالا و فاصله محوري پايين خود حتماً در سرعت‌هاي متوسط هم منحرف مي‌شدند.  با جمع‌آوري مجدد انرژي و سرشار از حس تجمل سوئيچ فورد را در دستمان مي‌گيريم. از همان اول هم منتظر تست اين خودرو بوديم. اصلاً راستش را بخواهيد دلمان مي‌خواست اوج شيطنت را با موستانگ تجربه كنيم. رنگ قرمز آن بيش از هر چيز ديگري شما را به هيجان مفرط تحريك مي‌كند. با اينكه هنوز يك ماه از تست يك موستانگ با همين مشخصات توسط تيم تست نمي‌گذرد(باعرض پوزش نمونه قبلی تست شده مدل GT بود که به اشتباه GT500 ذکر شد)، اما باز هم دلشوره عجيبي داريم.طراحی خودرو واقعاً چشمگیر و جذاب است، مخصوصاً رنگ خودرو که نظر هر عابری را به خود جلب می‌کند. وارد كابين مي‌شويم. رنگ كروم روي داشبورد و سردنده استيل و قسمتي از غربيلك فرمان به شما مي‌گويند اين خودرو يك اسپرت تمام‌عيار است.

رنگ قرمز به كار رفته در بعضي از قسمت‌هاي كابين و چرم بوفالو صندلي‌ها به شما حس اعتماد به نفس مي‌دهد.پشت فرمان قرار گرفته و پیشرانه 8سیلندرVشکل 6/4 لیتری را روشن می کنم.مالك خودرو طي يك جمله كوتاه يادآوري مي‌كند كه پر گاز شروع به حركت نكنيد، چرا؟ اگر چنين حركتي بكنيد گشتاور بالا،‌ خودرو را حول محور جلويي مي‌چرخاند و پديده بكسوات سروصدا  و  دود بي‌شماري به راه مي‌اندازد. پس به دردسرش نمي‌ارزد. آغاز حرکت این بار نرم و آرام است، چند دوری را طی می‌کنیم و بعد از آن آماده می‌شویم تا 300 اسب‌بخار قدرت را در دور موتور6000 لمس کنیم. گیربکس 5 سرعته دستی موستانگ واقعاً بی‌نظیر است، کوتاه بود فاصله دنده‌ها این جرأت را به شما می‌داد که به هیچ عنوان به کیلومترشمار نگاه نکنید. زمان تعویض دنده تنها با صدای درهم پیشرانه و سیستم اگزوز که کابین و اطراف خودرو را احاطه کرده بودند تعویض می شود.

به سرعت آزمایش شتاب را انجام دادم، موستانگ در مدت زمان 3/6 ثانیه توانست به عدد 100 برسد و بعد از گذشت مدت زمان 6/15 ثانیه کیلومتر شمار دایره‌ای شکل عدد 160 را نشان داد. این بار سرعت را به 170 رسانده و بعد اقدام به ترمزگیری کردم، ترمزهای خودرو بسیار بهترتر از موستانگ قبلی بود که به لطف لاستیک‌های BFGOODRICH در اندازه 18ZR50/235خودرو کاملاً کنترل شد. اما در برابر کوروت حرفی برای گفتن نداشت. 

 مهمترين تفاوت اين خودرو با دو تاي قبلي تمام دستي‌بودن جعبه‌دنده آن است. از بابت ضريب دنده‌ها نگران نباشيد هر چقدر شما سريع‌تر دنده‌ها را عوض كنيد، فورد موستانگ ظرفيتش را دارد. اجازه بدهيد ببينيم مي‌شود لذت صداي نعره  اين خودرو را توصيف كرد يا نه. يك غرش با ابهت كه ابداً آزاردهنده نيست بلكه با لرزش‌هاي گاه و بيگاه خود، شما را به وجد مي‌آورد. دنده‌ها را به راحتي مي‌توان تعويض كرد. اين به خاطر گيربكس مسابقه‌اي فورد است كه فقط در مدل GT نصب مي‌شود.  براي ديدن حداكثر توان موتور و شتاب حين حركت، با يك 4 به 3 دور موتور را براي مدت كوتاهي بالاي 4000 مي‌بريم و سرعت 140 را در دنده سوم به راحتي مي‌بينيم. ديگر بس است. بيم آن مي‌رود هيجان و استرس بيش از اين كار دستمان بدهد و سكته‌هاي قلبي و مغزي حمله‌ور شوند.در حین حرکت با دنده عقب وجود آینه‌های پهن و همچنین شیشه بزرگ عقب به همراه یک شیشه در میان ستون BوC به شما کمک شایانی می کند تا تسلط بهتری برروی خودرو داشته باشید.

جمع‌بندي

- كوروت C6 يك كوپه تمام اسپرت با قابليت‌هاي بالا و قانع کننده و در عین حال با  طراحي جذاب است.که اگر میدان دید این خودرو در طراحی‌ها بهتر می شد خودرویی بی نقص داشتید.ضمن اینکه رانندگی با چنین خودرویی در شهری مثل تهران کمی دور از ذهن است.

- شارژر يك سدان نيمه مجلل نيمه اسپرت است كه به يقين مي‌تواند شما را براي سفر پر هيجان همراهي كند،همچنین می توانید روي اين خودرو به عنوان يك سدان با فرمان‌پذيري بالا حساب باز كنيد.اما اصلاً در پشت چراغ قرمز هوای کل کل با خودروی کناری را از ذهنتان بیرون کنید.

 -موستانگ GT يك كوپه دوست‌داشتنی و اسپرت است، خودریی که کارایی دو خودروی دیگر را دارد، هم برای مسابقات مناسب است و هم برای سفرهای درون شهری و طولانی مدت.

 تشكر ويژه

در پايان  از   سعید صاحب شارژر،  علي   مالك كوروت  و مهرداد   كه فوردش را در اختيار ما قرار داد، تشكر می كنيم.همچنین از دوست عزيزم  عماد جعفری که در طول آزمایش همراه ما بود سپاسگزاریم.

 

+ نوشته شده توسط محمد حسن در دوشنبه 16 شهریور1388 و ساعت 2 بعد از ظهر |





Powered by WebGozar