تبليغاتX
عشق ماشین

دقیقاً یادم نیست ساعت حدود 9 یا 10 شب بود، خیابان سعادت آباد میدان کاج، صدای یک هیولا که ابتدا پیش خود فکر کردم هیولاهای دست ساز جوانان تهرانی است. با کمی دقت یک خودروی زرد رنگ با چهار چراغ جدا از هم روبه روی من متوقف شد. فوراً نزد مالک خودرو رفتم و در خواست گزارش و آزمایش فنی از خودرویشان را کردم.و فردای همان روز به سراغ فورد موستانگ GT رفتم.در این شماره به بررسی این خودروی آمریکایی و دلربا می پردازیم.

فورد موستانگ GTموردنظر چند وقتی به صورت گذر موقت از جزیره کیش وارد تهران شده بود و بعد از مسافرت کوتاه مدت به شمال کشور به جزیره کیش بازگشت.تا آنجایی که اطلاع دارم تا به حال 4یا5 دستگاه فورد موستانگ در کشور رویت شده است.نوک مدادی، مشکی،سفید(با دونوار قرمز رنگ برروی کاپوت،صندوق عقب به همراه سقف کروکی) و سبز انگوری رنگهایی هستند که این فوردها در کشور با آنها جولان می دادند.البته موستانگ سفید رنگ در شمال کشور رویت شده است.حالا نوبت به یک اسب وحشی آمریکایی 2009 با رنگ بسیار زیبا و جذاب زرد رسیده است تا خیابان های تهران را حسابی مجذوب و ویران کند.زمان ملاقات فرارسید و به همراه یک راننده حرفه ای به سراغ موستانگ می رویم.

 

نسل اول موستانگ در سال 1964 معرفی شد و در سال 1974 جای خود را به نسل دوم داد.نسل سوم نیز بعد از پایان عمر نسل دوم در سال 1978 در سال 1979 به بازار عرضه شد.نسل چهارم نیز در سال 1994 و به مدت 10 سال(1994 تا 2004) برروی خط تولید کمپانی اعظم فورد قرار داشت. سال 2005 نمایشگاه آمریکای شمالی نسل پنجم فورد موستانگ(در دو مدل کوپه و کانورتیبل) با ظاهری جذاب تر، اسپرت تر و عضلانی تر معرفی و وارد بازار شد. استقبال چشمگیر جوانان و علاقه مندان به خودرو باعث شد تا در سال 2008 نسل پنجم یک فیس لیفت کلی شود و با نام موستانگ 2010(نسل ششم) شناخته شود. نمونه مورد آزمایش که حدود 4ماه از خریداری آن از کمپانی می گذرد و دارای سطح تجهیزات متوسط است،نسل پنجم موستانگ محسوب می شود.فورد موستانگ دارای 3پیشرانه مختلف بنزین سوز است. پیشرانه پایه از نوع 6سیلندرV شکل به حجم 4لیتر و پیشرانه دوم ازنوع 8سیلندر و آرایش Vشکل با حجم 6/4 لیتر و پیشرانه سوم و قدرتمند موستانگ از نوع V8 به حجم 4/5 لیتر با توربو است.زمانی که در خودرو را باز می کنید حسی عجیبی به شما دست می دهد، داخل کابین را که ملاحضه می کنید یک شورو حس عجیبی به شما دست می دهد زمانی که برروی صندلی های قرار می گیرید تنها قسمتی که در روبه رویتان ملاحضه خواهید کرد هوود یا هواکش پیشرانه است که در وسط کاپوت قرار گرفته.در هنگام استارت هیچ لرزشی احساس نمی شود،حتی زمانی که خودرو درجا کار می کند پیشرانه هیچ صدای اضافی از خود تولید نمی کند.زمانی که برروی پدال گاز فشار وارد می کنید، با افزایش دور موتو صدای پیشرانه و سیستم اگزوز موستانگ همچون صدای یک زمین لرزه بدنتان را می لرزاند.قبل از آغاز حرکت با ادوات و تجهیزات داخل کابین برای آشنایی بیشتر کار کردم. در کوتاه ترین زمان ممکن جای دکمه ها را شناسایی کردم.سیستمTCS(همان سیستم کنترل پایداریESP) در کنار دکمه چراغ هشدار دهنده و دکمه خاموش کننده ایربگ سرنشین در پایین دریچه تهویه هوا قرار دارند که جافندکی هم در کنار این  سه دکمه قرار گرفته.کمی پایین تر سیستم صوتی 500shaker با CD چنجر 6خشابی،2عدد ساب و 4بلندگو با قابلیت خواندن فایل هایMP3.DVD.AUDIO به همراه ورودی AUX با قدرت خروجی 500 وات قرار دارد.تمامی دکمه ها حتی سیستم بلوتوث و ورودی AUX برروی بخش سیستم صوتی قرار دارد و کارکردن با آنها نیاز به زمان زیادی ندارد. در بخش پایینی کنسول مرکزی سیستم تهویه مطبوع با 3نشانگر ساده قرار دارد.

 زیر آرنجی به همراه جالیوانی در کنار ترمز دستی و جعبه دنده 5سرعته دستی اتاق را کاملاً ساده نشان می دهد. داخل کابین به دنبال جنس مرغوب همانند چرم یا جیر بودم که تنها بخش جزئی از تودری ها از نوعی چرم معمولی پوشانده شوده بود.قسمت های دیگر نظیر کنسول مرکزی، داشبورد، غربیلک فرمان و..... از نوعی پوشش مصنوعی بهرمند شده است.کابین با رنگ مشکی و طراحی ساده اما اسپرت(به لطف فرمان 3شاخه و پوشش استیل برروی دریچه های تهویه و سرعت سنج) به شما می فهماند که با خودرویی نچندان گرانقیمت سروکار دارید.مخصوصاً زمانی که تازه متوجه می شوید این نمونه مدل فول آپشن نیست. نبود پوشش چرم صندلی و سانروف برقی به همراه دیگر تجهیزات و آپشن های مختلف کمی شما را دلسرد می کند. این دلسردی زمانی بیشتر می شود که متوجه می شوید تنها صندلی راننده برقی است و سرنشین کناری باید به کمک دستگیره های تعبیه شده زاویه دلخواه را تنظیم کند.با این تفاسیر امکانات دیگر این موستانگ را نباید ناچیز برشمرد، دوعدد ایربگ، شیشه های برقی اتوماتیک،کروز کنترل، قفل الکترونیکی درها، آینه های برقی، صندلی برقی راننده با تنظیم ارتفاع،آینه های جانبی ضد نور، ترمزهای دیسکی خنک شونده ABS و سیستم کنترل پایداری مخصوص فورد با نام TCSصندلی های عقب با قابلیت خواباندن از دیگر تجهیزات و امکانات این خودرو به حساب می آیند.از محل قرار تا مکان مناسبی که از پیش در نظر گرفته بودیم با خودرو حرکت می کنیم. کاملاً شما در صندلی ها فرو رفته اید و تنها سر و بخشی از گردنتان از بیرون خودرو نمایان است.زمانی که راننده پای خود را برروی پدا گاز تخته کرد چند ثانیه بیشتر طول نکشید که دنده ها را یکی پس از دیگری تعویض می نمود.هنوز وقت بستن کمربند را نداشتم اما کمر و گردنم به طور کامل برروی صندلی چسبیده شده بود.شتابی که تابه حال نظیر آن را تنها در شورولت کوروتC5 لمس کرده بودم. پیشرانه در دورهای پایین هم صدای دلچسبی داشت، و زمانی که دور موتور به عدد4هزار نزدیک می شد صدای پیشرانه با ورود صدای سیستم اگزوز به داخل کابین حس عجیبی را به سرنشینان القا می کرد. گویی یک ببر بنگال در حال غرش است.در حین حرکت با موستانگ عابرین و رانندگان خودروهای لوکس نگاه خودرو را حتی زیر چشمی که دیگران متوجه نشوند به سوی موستانگ طلایی می دوختند.برای اولین با بود که یک غرور کاذب و دروغین به من دست داده بود، گویی مالک خودرو من هستم. به محل مورد نظر همیشگی که به تازگی پاتوق بسیاری از ماشین بازها و آزمایش کنندگان مجلات خودرویی شده است، می رویم. زمانی که برای پیاده شدن در را باز کردم، گویی یک وزنه چند صد کیلویی را حل می دهم، این مشکل در حین بازکردن پدید نمی آید. ظاهر خودرو بسیار زیبا است. زیبا نه از نظر ظرافت بلکه از نظر جوان پسند و اسپرت بودن. در قسمت جلو4 چراغ جدا از هم در داخل سپر و جلو پنجره و چراغ های راهنمای کشیده در گوشه سپر و آرم معروف فورد به همراه کاپوت پهن و کشیده به و یک هوود جهت خنک کردن بخش پیشرانه(این هوود تنها در مدل 8سیلندر نصب می شود) چهره خودرو را عضلانی و جذاب تر کرده است.قسمت جانبی خودرو توسط گلگیرهای برآمده و خطوط صاف و شکننده به همراه سقف کشیده، خودرو را شبیه به یک خزنده در حال حرکت کرده است.در قسمت عقب وجود یک باله پهن و چراغ های مستطیلی شکل یک طراحی ساده را بوجود آورده است. دو عدد سراگزوز استیل در طرفین سپر و چراغ ترمز در وسط صندوق عقب بخش های این قسمت را تشکیل می دهد.نوبت به آزمایش رانندگی می رسد،موستانگ با ابعاد 4770 میلی متر(طول)1900 میلی متر(پهنا)1380 میلی متر(ارتفاع) و 2720 میلی متر(فاصله بین دومحور جلو و عقب) بسیار پرابهت و گیرا است. پشت صندلی قرار گرفته و به کمک دکمه های قرارگرفته در سمت چپ، صندلی برقی و آینه ها را تنظیم می کنم. برای روشن کردن پیشرانه ابتدا باید پدال کلاچ را نگه داشته و بعد استارت بزنید. پیشرانه دوباره با صدای طنین انداز روشن می شود و به نوعی آمادگی خود را برای یک مسابقه مهیج اعلام می کند. دنده یک و آغاز حرکت،اولین بار بود که سوار موستانگ می شوم، صدای جیغ لاستیک های پیرلی در اندازه17ZR55/235  و بلند شدن دود سفید کاملاً این موضوع را درهمان آغاز حرکت نشان داد.دنده دو و بعد از چند ثانیه گیربکس طلب افزایش دنده می کند،شتاب بالای خودرو و کوتاه بودن ضریب دنده باعث شد بدون توجه به مسیر کوتاه سرعت خودرو را به 130 کیلومتر در ساعت برسانم،پای خود را به سرعت برروی پدال ترمز فشار دادم اما گویی ترمزهایABS  قادر به کنترل راحت خودرو نیستند.چند باری پای خود را برروی ترمز فشار دادم تا سرعت را کاهش دهم.ابتدا گمان کردم اشکالی پیش آمده اما راننده حرفه ایی تیم تست و حتی مالک خودرو به ضعف بزرگ سیستم ترمز اشاره کردند.

پیشرانه 8سیلندر V شکل با حجم 6/4 لیتر و 3سوپاپ در هر سیلندر قادر به تولید حداکثر قدرت خروجی300 اسب بخار در 5750 دور در دقیق و حداکثر گشتاور 433 نیوتن متر در 4500 دور در دقیقه است.اگرچه این پیشرانه بدون توربو(مدل توربو دارای قدرت 400 اسب بخار می باشد) است اما از شتاب بالا و عملکرد خوبی برخوردار است.

به نظر من اگر تمامی قسمت های موستانگ نظیر کیفیت پایین داخل کابین دارای نقیصه و کمبود است اما قیمت مناسب و پیشرانه بی نظیر این نواقص را جبران می کنند.به طوری که در هیچ زمانی از رانندگی احساس خستگی و بی حوصلگی به شما دست نمی دهد حتی در ترافیک. در حین رانندگی تسلط بسیار خوبی برروی سطح خیابان داشتم مخصوصاً وجود هوود برروی کاپوت تا اندازه چشمگیری در تشخص فاصله با خودروی جلویی کمک می کرد. آینه های مستطیلی بزرگ جانبی نیز میدان دید خوبی را فراهم می کردند.فرمان بسیار نرم و راحت عمل می کند.برروی غربیلک فرمان تنها شما قادر هستید تا کروز کنترل را با دکمه های قرار گرفته در سمت چپ و راست کنترل کنید.

 

حالت سکون کامل و بعد فشار بر روی پدال گاز باعث میشود تنها در مدت زمان 7/6 ثانیه این اسب وحشی به سرعت 100 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند که در حالت استاندارد این عدد 9/4 ثانیه اعلام شده است.البته وجود دوسرنشین و شرایط سوخت استفاده شده خودرو در کشور و فاصله از سطح دریا چنین رقمی را برای ما حاصل کرد.موستانگ 1778 کیلوگرمی در مدت زمان 2/15 ثانیه به سرعت 140 کیلومتر در ساعت دست پپدا کرد و حداکثر سرعتی که توانستیم ثبت کنیم 160 کیلومتر در ساعت بود.لازم بذکر است دیگر نقاط ضعف این خودرو در حین حرکت با سرعت بالا ضربات محکم وارد شده به داخل کابین بود. طبق اضهار مالک خودرو قیمت تقریبی موستانگ به علاوه هزینه پلاک در حدود 45 میلیون تومان شده است. در پایان از آقای فرزاد الله وردی مالک خودرو که وقت فراوانی را در اختیار ما قرار دادند و دوست و همکار عزیزم عماد جعفری و آقای میلاد مهرآذر که در تمامی مراحل آزمایش یاور ما بودن تشکر می کنم.درهمین جا از تمامی مالکین خودروهای کمیاب،کلاسیک و خاص در صورت تمایل جهت انجام گزارش و معرفی خودرویشان در خواست می کنیم تا با دفتر هفته نامه دنیای خودرو تماس بگیرند.

 

+ نوشته شده توسط محمد حسن در شنبه 31 مرداد1388 و ساعت 1 بعد از ظهر |

ميتسوبيشي گالانت افسانه‌اي خيابان‌ها، خودرويي كه در بين جوانان طرفداران چشمگير و مثال‌زدني را دست و پا كرده است. دهه 70 و 80 ميلادي اوج هنرنمايي و قدرت اين خودرو در كشورمان بود كه البته مدل‌هاي تقويت شده آن دوران هم‌اكنون در خيابان‌هاي تهران پادشاهي مي‌كنند.

بعد از معرفي نسل جديد يا دهم ميتسوبيشي گالانت خريداران فراواني به سوي اين خودروي اسپرت و دوست‌داشتني كشيده شدند. نسل جديد كه با كمي تغييرات نسل به مدل 2008 كمي آرام‌تر و لوكس‌تر به نظر مي‌رسد، رقيب سرسختي براي بسياري از خودروهاي خياباني محسوب مي‌شود.

اولين نسل ميتسوبيشي گالانت در سال 1969 و با نام‌هاي كرايسلر گالانت و دوج COH معرفي شد كه تا سال 1973 ميلادي در دو مدل چهاردر و دودر با موتورهاي 3/1 و 5/1 ليتري عرضه شد. نسل دوم نيز عمر كوتاهي داشت و از سال 73 تا 75 در دو مدل كوپه و چهاردر سدان و تنها با يك پيشرانه 6/1 ليتري عرضه شد. نسل سوم نيز در دو مدل چهاردر سدان و پنج‌در استيشن واگن با موتورهاي 6/1، 8/1، 2 و 6/2 ليتري از سال 1976 تا 1980 بر روي خط توليد قرار داشت.

نسل چهارم نيز از سال 1980 تا 1987 در سه مدل چهاردر سدان، چهاردر استيشن واگن و كوپه با پيشرانه‌هاي 6/1، 2 عرضه شد. نسل پنجم در اواسط توليد نسل چهارم يعني سال 1983 وارد بازار شد و تا سال 1992 بر روي خط توليد قرار گرفت. اين نسل داراي پيشرانه‌هاي 6/1، 8/1، 2 و 2 ليتري توربو و 3 ليتري V6 بود. نسل ششم در پايان سال 1987 توليد شد و تا پايان سال 1994 عرضه شد. اين نسل در دو مدل چهاردر سدان و پنج‌در هاچ‌بك با موتورهاي گوناگون 6/1، 8/1، 2 (102 و 135 اسب‌بخار قدرت) و دو ليتري توربو با 197 اسب‌بخار قدرت عرضه شد. نسل هفتم نيز از سال 1992 تا 1998 بيشتر دوام نياورد. اين نسل همانند نسل ششم در دو مدل چهاردر سدان و پنج‌در هاچ‌بك عرضه شد.

نسل هفتم نيز از سال 1992 تا 1998 توليد شد. اين نسل همانند نسل ششم در دو مدل چهاردر سدان و پنج‌در هاچ‌بك عرضه شد. پيشرانه‌هاي مورد استفاده در اين نسل عبارتند از: 8/1، 2 و 4/2 (مدل‌هاي چهار سيلندر) چهاردر 8/1، 2  و 5/2) (مدل‌هاي شش سيلندر) و دو ليتري توربوشارژر. نسل هشتم ميتسوبيشي گالانت در سال 1996 عرضه شد و تا سال 2006 به فروش رسيد. اين نسل در دو مدل سدان و استيشن واگن عرضه شد كه پيشرانه‌هاي 8/1،2‌ و 4/2) چهار سيلندر و 2،5/2 و 3 ليتري 6 سيلندر Vشكل و 5/2 ليتري شش سيلندر توربو در اختيار مشتريان بود. اما نسل نهم كه از سال 2004 تاكنون عرضه مي‌شود. نام ديگر ميتسوبيشي گالانت در اين نسل Grunder است. پيشرانه‌هاي در نظر گرفته شده براي اين نسل از نوع چهار سيلندر خطي با حجم 4/2 ليتر و شش سيلندر Vشكل با حجم 8/3 است البته يك پيشرانه شش سيلندر 8/3 ليتري Mivec با قدرت 258 اسب‌بخار در دور 5700 نيز براي اين خودرو قابل سفارش است. اين موتورها مجهز به سيستم كنترل زمان‌بندي متغير سوپاپ‌ها هستند.

گيربكس‌هاي مورد استفاده در اين خودرو در دو نوع چهار سرعته اتوماتيك (براي پيشرانه چهار سيلندر) و پنج تيپ‌ترونيك (براي پيشرانه شش سيلندر) است. از اصل ماجرا دور نشويم. به تازگي به كمك يكي از مخاطبين گرامي توانستيم ملاقاتي دو روزه با يك دستگاه ميتسوبيشي گالانت 2008 در پايتخت داشته باشيم كه در ادامه به آن مي‌پردازيم.

ميتسوبيشي گالانت موردنظر كه داراي رنگ آبي نفتي است از يك پيشرانه شش سيلندر Vشكل به حجم 6/3 و 24 سوپاپ بهره‌مند است. اين پيشرانه قادر به توليد 230 اسب‌بخار قدرت در دور 5700 بر دقيقه است. طراحي ظاهري گالانت كمي نااميدكننده است. زماني كه از دور اين خودرو را در حال حركت مي‌بينيد حس عجيبي به شما دست مي‌دهد. گويي يك خودروي فوق‌اسپرت و لوكس به سرعت از كنار شما عبور مي‌كند، اما هنگامي كه اين گربه آسيايي در كنار شما متوقف مي‌شود همه چيز عوض مي‌شود. مخصوصاً در قسمت جلو كه هيچ هماهنگي بين چراغ‌ها، سپر، در موتور و ... وجود ندارد.

در قسمت جلو چراغ‌هاي مربعي‌شكل با ظاهر اسپرت به همراه مه‌شكن‌هاي درون سپر ظاهر اين قسمت را اسپرت جلوه مي‌كند اما كاپوت به همراه دو خط طولي برآمده كه به جلو پنجره و آرم ميتسوبيشي سرايت كرده است، چهره خودرو را برآمده و كمي ناهمگون ساخته است. در قسمت كناري نيز خط كشيده شده از انتهاي چراغ‌هاي جلو تا آينه‌هاي جانبي و در امتداد آن به سمت چراغ‌هاي عقب چهره كاملاً ناهماهنگ را خلق كرده است. اما قسمت عقب اين خودرو از زيبايي مناسب‌تري برخوردار است. چراغ‌هاي اسپرت و چرا‌غ‌هاي خطر سوم نصب شده بر روي در صندوق بار حس اسپرتي خوبي را به شما القاء مي‌كند كه اگر يك بالچه نسبتاً كوچك در انتهاي خودرو نصب مي‌شد اين حس دوچندان مي‌شد.

در داخل كابين رنگ‌بندي همانند يك خودروي سدان معمولي صورت گرفته است. در داخل كابين با استفاده از قطعات نسبتاً با كيفيت و مرغوب احساس خشكي و كسل‌كنندگي در سفرهاي طولاني‌مدت به شما دست نمي‌دهد. بخش بالايي داشبورد به رنگ خاكستري تيره و بخش پاييين داشبورد به همراه قسمتي از كنسول مركزي به رنگ كرم درآمده‌اند. همچنين براي هماهنگي و زيبايي هر چه بيشتر صندلي‌هاي پارچه، تودري‌ها، سقف و ستون‌ها به رنگ كرم درآمده‌اند كه باعث مي‌شود سرنشينان احساس كنند در فضاي بازتر و بزرگ‌تري قرار گرفته‌اند.

در قسمتي از داشبورد و تودري‌ها نيز شاهد به كارگيري چوب هستيم. تنها بخشي كه از چرم مرغوب تهيه شده غربيلك فرمان، ترمز دستي و اهرم تعويض‌دنده‌ها است كه با توجه به قيمت 26 هزار دلاري اين خودرو دركشور كويت توقع بيش از اين هم نمي‌توان داشت. براي اسپرت نشان‌دادن كابين كنترل‌ها و ادوات و بخش كناري كنسول مركزي از آلومينيوم تهيه شده است تا علاوه بر آن حالت يكنواختي را نيز كمتر كند. چيدمان كنترل‌ها و ادوات خيلي ساده و به دور از هرگونه شلوغي بوده به طوري كه تنها بايد چند لحظه به دكمه‌ها نگاه كرد تا كاركردن با آنها را ياد بگيرند. نورپردازي داخل كابين در شب كه با رنگ آبي پشت آمپر و كليدهاي كنسول درهم آميخته مي‌شود زيبايي خاصي را خلق كرده بود به طوري كه لذت رانندگي را در شب دوچندان مي‌كرد.

از امكانات ايمني و رفاهي اين گالانت مي‌توان به CD چنجر شش خشابي شيشه و آينه برقي، سانروف برقي، چراغ‌هاي بي‌زنون جلو، جا ليواني براي سرنشينان عقب و جلو، آينه ضدنور، شيشه‌هاي حساس به نور با قابليت تيره‌شدن، صندلي برقي راننده، قفل مركزي، دو عدد ايربگ و ... اشاره كرد.

اما نوبت به رانندگي با اين گربه آسيايي مي‌رسد. روز اول فقط و فقط با اين خودرو به رانندگي در سطح شهر و ترافيك گيج‌كننده تهران پرداختيم. اما روز دوم فرصت مناسبي براي محك‌زدن توانايي‌هاي گالانت بود. پشت فرمان قرار مي‌گيريم، صندلي، آينه و فرمان را تنظيم مي‌كنيم و بعد استارت. پيشرانه شش سيلندر گالانت آرام روشن شد. گويي خودرو خاموش است و تنها لرزش‌هاي جزئي جهت روشن‌بودن سيستم تهويه خودرو بود كه كابين را مي‌لرزاند. گيربكس پنج سرعته اتوماتيك را در حالت «D» قرار داده و حركت خود را آغاز مي‌كنيم. خودرو به راحتي و بدون هيچ‌گونه ناتواني حركت مي‌كند و زماني كه پاي خود را در حين حركت با سرعت 60 كيلومتر در ساعت بر روي پدال گاز مي‌فشاريم پيشرانه تنها با كمي تاخير به راحتي در دور 5700، 230 اسب‌بخار قدرت را به لاستيك‌هاي گودير در اندازه 215/55ZR17 ارسال مي‌كند و تازه متوجه شتاب بالاي اين خودرو مي‌شويد.

پيشرانه هنوز خسته نشده و پرتوان و قدرتمند ظاهر مي‌شود. نوبت به حركت اسلالوم يا پيچ در پيچ مي‌رسد، در سرعت ثابت 85 كيلومتر در ساعت حركت خود را آغاز مي‌كنيم. حركات اسلالوم بيشتر براي هندلينگ خودرو و فرمان‌پذيري و كنترل خودرو در جاده‌هاي پر پيچ و خم صورت مي‌گيرد. فرمان هماهنگي خيلي خوبي با چرخ‌ها دارد و بدون هيچ تكان اضافي (انحراف بيش از اندازه از مسير تعيين شده) به مسير خود ادامه مي‌دهد. البته در صورت نبستن كمربند ايمني حتماً سر سرنشينان به خاطر حركات بيش از اندازه به شيشه‌هاي جانبي اصابت مي‌كرد.

نوبت به آزمايش شتاب مي‌رسد، 7/8 ثانيه عدد ثبت شده براي اين خودرو است كه بسيار اميدواركننده بود. در مسير مورد آزمايش تصميم گرفتيم تا حداكثر سرعت قابل حركت اين خودرو را بسنجيم. از ابتدا تا انتهاي مسير حداكثر سرعت ثبت شده 160 كيلومتر در ساعت بود. در اين سرعت خودرو باز هم قابل كنترل بود و فرمان آن كاملاً گوش به فرمان و بدون هيچ‌گونه گيج‌زدني در دستان شما قرار داشت.

سرعت خود را كاهش مي‌دهيم و به مرز 120 مي‌رسانيم. فضاي مناسب و موقعيت خوب باعث شد تا پاي خود را از روي پدال گاز برداريم و با قدرت هر چه تمام بر روي پدال ترمز فشار دهيم. ترمزهاي ABS خودرو به راحتي گالانت را متوقف كرد به طوري كه براي مالك خودرو نيز اين توقف بسيار تعجب‌برانگيز بود. آزمايش‌ها به اتمام رسيد و آرام آرام خودرو را در كنار خيابان متوقف كرديم تا بعد از گرفتن چند عكس از خودرو خداحافظي كنيم. يك ملاقات دو روزه كه به تجربيات ما افزود.

در پايان از جناب آقاي هيبتي، مالك خودرو جهت وقت دو روزه‌اي كه در اختيار ما قرار دادند، تشكر و قدرداني مي‌كنيم.

+ نوشته شده توسط محمد حسن در چهارشنبه 28 مرداد1388 و ساعت 2 بعد از ظهر |
این سئات به تعداد انگشت شماری با چنین پیشرانه ای در کشور یافت می شود.

شرکت خودروسازی سئات، یکی از زیرمجموعه‌‌های کمپانی بزرگ خودروسازی فولکس‌واگن به حساب می‌آید که به تازگی توانسته مجوزهای لازم جهت واردات خودرو به کشور ما را کسب کند. دو خودرویLeon ، Aleta فعلاً توانسته‌اند وارد کشور ما بشوند. به تازگی به کمک یکی از دوستان توانستم ملاقات به یادماندنی با یک دستگاه سئات لئون داشته باشم که در ادامه به آن می‌پردازم.

سئات لئون در سال 1999 به علاقه‌مندان این خودرو معرفی شد، خودروی پنج‌در یا به اصطلاح‌‌ هاچ‌بک. باتوجه به آنکه سئات زیرمجموعه گروه خودروسازی فولکس‌واگن است، پلت‌فرم این محصول بر پایه خودرو گلف است که آئودی A3 و اشکودا اکتاویا از آن بی‌نصیب نشدند. نسل اول لئون در حدود 6 سال بیشتر عمر نکرد و در سال 2005 با یک تغییر چهره حسابی نسل دوم به علاقه‌مندان معرفی شد. نسل اول با کد MK1 و نام Typ 1M و نسل دوم با کد MK2 و نام Typ 1P معرفی شدند.

 

نسل اول سئات لئون در بخش پیشرانه از تنوع بالایی برخوردار بود به صورتی که پیشرانه چهار سیلندر خطی پایه بنزین‌سوز این مدل دارای حجم 4/1 لیتر و 16 سوپاپ بود. دیگر پیشرانه‌‌ها دارای حجم 6/1 (8 و16 سوپاپ)، 8/1 لیتر توربو 20 سوپاپه و 8/2 لیتر 24 سوپاپه بودند. در بخش دیزل نیز 3 پیشرانه 4 سیلندر خطی 9/1 لیتری مورد استفاده قرار گرفته بود. این تنوع پیشرانه در نسل دوم نیز به چشم می‌خورد، اما نسل دوم که در سال 2005 معرفی شد چهره‌ای کاملاً متفاوت و دگرگون شده دارد. طراحی جلو پنجره، کاپوت، چراغ‌‌ها، گلگیرها و ... خبر از طراحی و نوآوری جدید در نسل دوم سئات لئون را دارد.

خودروی مورد آزمایش یک دستگاه سئات لئونFR (نمونه پیشرفته‌تر و تقویت شده مدلR) بود. علاوه بر تجهیزات به ‌کار رفته شده بیشتر در این مدل، پیشرانه آن نیز دستکاری شده و قدرت بیشتری نسبت به دیگر مدل‌‌ها تولید می‌کند. طبق قرار قبلی به محل موردنظر می‌رویم. یک خودروی کوچک اما چابک که می‌توان آن را به یک سنجاب آماده تشبیه کرد. زمانی که در کنار خودرو قرار می‌گیرید حس کاملاً متفاوتی به شما دست می‌دهد. طول 4315 میلی‌متری، پهنای 1768 میلی‌متری و ارتفاع 1459 میلی‌متری در کنار فاصله بین محور‌‌ها در اندازه 2578 میلی‌متر باعث می‌شود شما این سنجاب را به عنوان یک خودروی کوچک و کم جا محسوب کنید.

طراحی خودرو در کنار رنگ قرمز و رینگ‌‌های سفارشی بسیار جلب توجه می‌کند، حتی در حین حرکت در خیابان بسیاری از نگاه‌‌ها به سوی تازه‌وارد اسپانیایی جلب می‌شد. در قسمت جلو چراغ‌‌های نازک و کشیده در کنار جلو پنجره یک تکه که آرم سئات را در خود حک کرده و ورودی هوای بزرگ پایین که در اطراف خود مه‌شکن‌‌های پر نور را جای داده و زیبایی خاصی را به خودرو بخشیده است.

در کنار این قسمت خطوط مورب و شکسته که از جلوی، جلو پنجره کشیده شده و بعد از عبور از کاپوت به ستون‌‌های A ختم می‌شود از یکنواخت‌بودن این قسمت کاسته است. انتهای چراغ‌‌های جلو توسط یک خط مورب بعد از عبور از گلگیرهای جلو و درها به زیبایی به سمت پایین طراحی شده و به سمت گلگیر عقب ختم شود. قسمت عقب خودرو با توجه به آنکه در بعضی از قسمت‌‌ها نظیر چراغ‌‌ها از هماهنگی خوبی با قسمت‌‌های دیگر خودرو برخوردار است اما جذاب و گیرا نیست، زیرا باعث می‌شود بعد از مدتی نگاه‌کردن حالت یکنواختی را احساس کنید. البته در این قسمت سیستم روشنایی LED، سیستم اگزوز دوبل و سپر عضلانی این نقیصه را برطرف کرده است.

در داخل کابین نیز امکانات و تجهیزات و ادوات به وفور یافت می‌شود و تنها  نکته‌ای باید به آن توجه کنید، این است که مراقب اطراف خود باشید، زیرا اگر دستتان به اشتباه بر روی کلیدهای دیگر تماس پیدا کند عواقب بعدی بر عهده خود شماست! به خاطر تازه‌وارد بودن این خودرو به کشور تمایل فراوانی داشتم که هرچه سریع‌تر آزمایش فنی را با آن انجام دهم. به همین خاطر ابتدا به رانندگی با خودرو پرداختم و بعد از آن نوبت عکاس تیم شد تا تصاویر زیبا و طبیعی بدون دستکاری کامپیوتر از خودرو تهیه کند.

کلید را از مالک محترم خودرو گرفتم و بدون هیچ درنگی در خودرو را باز کردم و پشت فرمان نشستم. چیزی که در ذهنم بود در داخل کابین فراتر از آن یافت می‌شد، فضای پای کافی، کابین اسپرت و ... صندلی اسپرت با پوشش خوب پارچه (اگر به جای آن از چرم استفاده می‌شد حس اسپرت بودن بهتری به شما دست می‌داد) شما را به راحتی در خود جای می‌دهد.

آینه‌‌های برقی جانبی، فرمان تلسکوپی و صندلی‌‌های دستی را تنظیم می‌کنم. این خودرو که مجهز به سیستم ایموبلایزر است به راحتی قابل سرقت نیست و دزدان حرفه‌اي باید قید این خودرو را بزنند. سوئیچ را در جای خود قرار داده و با کمی چرخش چراغ‌‌های پشت آمپر را روشن می‌کنم و بعد از کمی مکث استارت می‌زنم. پیشرانه با صدایی اسپرت و طنین‌انداز روشن می‌شود بدون آنکه متوجه روشن شدن آن بشوید. حرکت خودرو را آغاز می‌کنیم. طبق گفته مالک در ابتدای حرکت با ملایمت هر چه تمام‌تر با خودرو رفتار می‌کنیم، حداکثر سرعت را در عدد 50 کیلومتر بر ساعت نگه می‌داریم کسل‌کننده است، فرمان اسپرت با پوشش چرم و علامت حک شده FR کاملاً در دستانتان قرار گرفته که باعث می‌شود تسلط بسیار خوبی روی جاده و خیابان در حین رانندگی داشته باشید. گیربکس اتوماتیک با قابلیت تعویض‌دنده از روی فرمان (E-GEAR) این قابلیت را به شما می‌دهد که در هر لحظه بتوانید طعم دلچسب تعویض‌دنده را به صورت دستی احساس کنید. مخصوصاً زمانی که عقربه دور موتور به محدوده قرمز رنگ نزدیک می‌شود.

در حین رانندگی خودرو بدون سر و صدا حرکت می‌کرد حتی در هنگام عبور از دست‌اندازها سیستم تعلیق مک فرسون با بازوهای جناغی در جلو و اتصالات چند نقطه‌ای در عقب به خوبی ضربات را دفع می‌کرد. سرعت را به 80 کیلومتر رساندم و همانند دیگر خودروهایی که تا به حال با آنها رانندگی کرده‌ام پای خود را ناگهان بر روی پدال گاز می‌فشارم تا عکس‌العمل پیشرانه را بسنجم.

پیشرانه 4 سیلندر خطی با حجم 2 لیتر (حجم دقیق 1984سی‌سی) و توربوشارژ و سیستم TFSI قادر به تولید 240 اسب‌بخار قدرت معادل 173 کیلووات نیرو در دور 5700 تا 6300 است و می‌تواند گشتاوری برابر با 300 نیوتن‌متر را در دور 2200 تا 5500 تولید کند. با این حساب شما باید شاهد یک مانور خوب از این پیشرانه باشید، فشار ناگهانی روی پدال گاز باعث شد خودرو بعد از کمی مکث چنان شتابی به خود بگیرد که بدون اغراق باید گفت، که در صندلی‌‌ها کاملاً فرو می‌روید. فقط همین چند ثانيه کافی بود تا عقربه سرعت‌سنج به شما عدد 140 کیلومتر را نشان دهد، پدال گاز همچنان طلب فشار بیشتر را دارد اما به انتهای مسیر نزدیک می‌شویم، به سرعت پای خودرو را روی پدال ترمز فشردم و به راحتی با کاهش سرعت خودرو را رام کردم. بعد از آنکه با خودرو حسابی رفیق شدم به مکان خلوتی رفتیم تا دیگر آزمایش‌‌ها را انجام بدهیم.

لئون FR در حالت استاندارد و در بهترین شرایط تنها نیاز به مدت زمان 8/6 ثانیه دارد تا به سرعت 100 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند که این عدد در آزمایش انجام شده 2/8 ثانیه ثبت شد، البته با دو سرنشین. رانندگی با لئون بسیار جذاب است، به طوری که حتی اگر با این خودروی اسپانیایی به مسافرت‌‌های طولانی مدت بروید به هیچ عنوان خسته یا کلافه نمی‌شوید. امکانات رفاهی و ایمنی فراوان در این خودرو نیاز به توضیح کاملی دارند که به خاطر کمبود فضا از بسیاری صرف‌نظر می‌کنیم. لئون FR دارای امکانات و تجهیزات فراوانی نظیر: سیستم صوتی تصویری DVD، ورودی AUX (این ورودی امکان اتصال سیستم صوتی را به یک منبع خارجی مثل MP3PLAYER یا IPOD را می‌دهد)، سیستم تهویه اتوماتیک برای سرنشینان جلو، آینه‌‌های جمع‌شونده اتوماتیک، 7عدد ایربگ، سنسور دنده عقب، سنسور باران، میز تاشو عقب برای استفاده از لب‌تاپ، جعبه کمک‌‌های اولیه زیر صندلی سرنشین جلو، فرمان تلسکوپی، سیستم تنظیم‌کننده میزان باد تایرها، قفل الکترونیکی درها و ... است.

در حین رانندگی با لئون میدان دید اطراف و جلوی خودرو بسیار مناسب و عالی بود ولی میدان دید عقب به علت اندازه 1040 میلی‌متری شیشه عقب کمی کور بود. رینگ‌‌های 17 اینچی 5پره تیتانیومی سفارشی به همراه تایرهای پوتنزا در اندازه 17R45/225 چسبندگی بسیار خوبی را بر روی جاده دارد.

از دیگر امکانات رفاهی و ایمنی این خودرو می‌توان به سیستم جهت‌یاب ماهواره‌ای (GPS)، کروز کنترل، سیستم صوتی با هشت بلندگو، دیسک‌‌های ترمز خنک‌شونده، سیستم ترمز ABS و کنترل پایداریESP، چراغ‌‌های زنون جلو با سنسور تعیین زاویه نور، سانروف برقی، شیشه‌‌های برقی، قابلیت اتصال به بلوتوث، فرمان ارگونومیک (دکمه‌‌های قرار گرفته روی فرمان جهت کنترل سیستم صوتی و دیگر بخش‌‌های جانبی)، کمربند‌‌های ایمنی پیش کشنده و ... اشاره کرد. باز هم باید به این نکته اشاره کرد که اگر بخواهیم تمام امکانات این خودرو را توضیح دهیم به فضای بیشتری در این صفحه نیاز داریم.

در پایان از مدیریت شرکت پرشین‌خودرو لیان جهت در اختیار قرار دادن خودرو و همچنین مالک خودرو آقای مسعود مرکزی و همکار عزیزم بابک وفایی که در تمامی مراحل آزمایش بنده را یاری نمودند، تشکر و قدردانی می‌کنم. از تمام مالکین خودروهای خاص و نایاب جهت انجام گزارش از خودرویشان در خواست همکاری می‌کنیم.

 

 

+ نوشته شده توسط محمد حسن در چهارشنبه 21 مرداد1388 و ساعت 6 بعد از ظهر |

به کمکی یکی از دوستان ماشین باز خود که هرسال یک خودروی لوکس و اسپرت خریداری و تعویض می کند توانستیم با دو خودروی گرانقیمت ایشان ملاقاتی داشته باشیم.خودروی اول مرسدس بنز CLK200 با کیت بدنه تیونرلورینسر وخودروی دوم مرسدس بنز S350با کیت بدنه AMG بود.طبق قرار قبلی با دوستمان دریکی از خلوت ترین مناطق شمال غربی تهران حاضر شدیم. ابتدا CLK و بعد از آن Sکلاس به سر قرار رسیدند.تست این شماره در مورد مقایسه بین این دو خودرو نیست و تنها وجه اشتراک بین این دو خودرو مالک و برند سازنده ی خودروها است.

آغاز کار با CLK، این خودرو در کلاس خودروهای اسپرت جای دارد و توسط تیونرLORINSER از یک بادی کیت آیرودینامیکی بهرمند شده است.CLK200KOMPRESSOR از یک پیشرانه4سیلندر به حجم دقیقcc1796 با آرایش خطی بهرمند است.این پیشرانه 16 سوپاپ قادر به تولید 183 اسب بخار قدرت در دور 5500 و گشتاور 250 نیوتن متر در دور 5000 است.پکیج کامل لورینسر در این خودرو که آنرا متفاوت تر از دیگرCLKهای موجود در بازار کرده،شامل سپرجدید،رکاب و رینگ و لاستیک جدید است.در قسمت جلو یک سپر بزرگ با ورودی هوای دو تکه که در طرفین آن مه شکن های پرنور قرار دارد حالت اسپرت را به خودرو بخشیده است.آشکارترین قسمت از نظر تغییر بخش جانبی است، رکاب های عضلانی لورینسر،آبشش های پشت گلگیر،رینگ های سفارشی 5پره 18 اینچی لورینسر به همراه لاستیک های کانتیننتال در اندازه 18ZR40/225(جلو)،18R35/225(قسمت عقب) باعث گردیده تا چهره این خودرو بسیار جذاب و عضلانی بنظر برسد.قسمت عقب با نصب یک بالچه  برروی صندوق بار که آرمLORINSERبر روی آن نقش بسته و سپر جدید و سیستم اگزوز سفارشی لورینسر با یک خروجی در طرفین زیبایی خاصی را به این قسمت بخشیده است.

وارد کابین شده و بر روی صندلی های چرم مشکی رنگ قرار می گیریم،فضای کاملاً اسپرت و جذاب شما را در برمی گیرد. در ابتدا با راننده چند دوری را در خیابان طی می کنیم،سیستم اگزوز تنها بخشی بود که صدای آن در داخل کابین به گوش می رسید.

 به قسمت خلوتی از خیابان می رویم،سویئج را از مالک خودرو گرفته و به اعتماد به نفس بالا پشت فرمان CLK می نشینم.ابتدا صندلی برقی و بعد از آن آینه را تنظیم می کنم در آخر هم فرمان تلسکوپی ،تا تسلط بهتری در حین رانندگی داشته باشم.سوئیج را در جای مخصوص قرار داده و چرخانده، صدای پیشرانه در کنار چند نیش گار درجا طنین انداز و دلنشین است.جعبه دنده 5سرعته تیپ ترونیک را در حال Dقرار داده و آرام آرام حرکت می کنم.

پیشرانه تنها در دورهای5هزار به بعد که زمان مناسبی برای تعویض دنده بود صدای بسیار گرایی تولید می کرد که شما را وسوسه می کردتا حالت تعویض دنده ها را از اتوماتیک به تیپ ترونیک تغییر دهید و در دور موتور6هزار به بعد با صدای دلنشین سیستم اگزوز و پیشرانه پرتوان 184 اسب بخاری دنده ها را تعویض کنید.هر لحظه ای که به پدال گاز اشاره کردم به سرعت دور موتور و عقربه سرعت سنج به سمت بالا حرکت می کرد.سرعت را به کمک کروز کنترل برروی سرعت 90 نگه داشتم.با خیال راحت پای خود را از روی پدال گاز برمی دارم و به مسیر ادامه می دهم. با توجه به کوتاه بودن مسیر پدال ترمز را به آرامی فشار دادم تا علاوه بر کاهش سرعت کروز کنترل غیرفعال شود. به یکی از قسمت های بسیار خلوت  می رویم تا با خیال راحت دیگر آزمایش ها را انجام بدهیم.

در حالت کاملاً سکون قرار گرفته و پای خود را به سرعت برروی پدال گاز می فشارم، تعویض دنده ها در دورهای 5500 باعث می گردد تا این خودروی 1675 کیلوگرمی ظرف مدت زمان 1/10 ثانیه از حالت سکون به سرعت 100 کیلومتر در ساعت دست یابد که تنها 5/0 ثانیه بیشتر از حالت استاندارد است.با عبور سرعت از مرز 100 کیلومتر میل بیشتری داشتم تا پدال گاز را بیشتر لمس کنم، با کوچکترین اشاره عقربه سرعت سنج عدد 130 را نشان داد که به سرعت پای خود را بروی پدال ترمز فشردم، کاهش چشمگیر سرعت تنها در چند ثانیه و در کوتاه ترین فاصله ممکن نشان از ایمنی بالای خودرو و وجود ترمز های دیسکی خنک شونده به همراه سیستم ضد قفل ABSوESPاست.

فضای پای سرنشینان جلو بسیار مناسب و راحت بوده، در قسمت عقب نیز نشستن برای افراد بلند قد با وجود سقف بسته کمی مشکل است، اما اگر سقف برزنتی را باز کنید جای کافی برای 2نفر مسافر خوش قدوقامت خواهید داشت.کابین نیز باتوجه پوشش چرم کاملاً مشکی و استفاده از چوب طبیعی در قسمتی از تودری ها و کنسول مرکزی اسپرت و لوکس جلوه می کند و حس بسیار خوبی را در حین رانندگی به شما القا می کند.با ثبت رکورد 155 کیلومتر در مسیر مشخص شده کار خود را با مرسدس بنز CLK200 پایان می دهیم.اما از امکانات و تجهیزات رفاهی و ایمنی که در این خودروی اسپرت موجود است می توان به طور خلاصه به سنسور تصادف،قفل مرکزی باکلید،دکمه های چند کاره برروی غربیلک فرمان،رادیو و ظبط به همراه CDچنجر 6خشابی،آینه های برقی تاشو به همراه گرمکن، روشن و خاموش شدن اتوماتیک چراغ ها، چراغ های زنون جلو با چرخش در پیچ ها، مه شکن های جلو و عقب،چراغ خطر LED،سنسور باران،سیستم تهویه مطبوع اتوماتیک جداگانه،دریچه تهویه هوا برای سرنشینان عقب، گرمکن صندلی جلو، بلوتوث و...اشاره کرد.قیمت تمام شده این خودرو در حدود 130 میلیون تومان است.

 حالا نوبت به اصل ماجرا می رسد،مرسدس بنز Sکلاس با کیتAMG خودرویی که به جرأت می توان گفت لوکس ترین و گرانقیمت ترین خودرو در کشور است و رانندگی با این خودرو در شأن هرکسی نیست.

مرسدس بنزS کلاس از یک کیت ساده AMG بهرمند است که وجود مه شکن، سپرهای جدید رینگ های سفارشی 5پره 20 اینچ AMG،رکاب های اسپرت،سیستم اگزوز و سراگزوز های منقش به AMG از جمله موارد بکار رفته شده در این خودرو محسوب می شود. زمانی که از راه دور به این شبح سفید نگاه می کنید ابهت و لوکس بودن خودرو کاملاً به شما اثبات می شود.

با ورود به کابین حس کاملاً عجیبی به شما دست می دهد، تا به حال سوار هواپیمای آنچنان لوکس و تشریفاتی نشده ام که بخواهم Sکلاس را با آن مقایسه کنم.اما شبیه به خانه ی ویلایی یکی از دوستان است که تماماً مبلمان شده و در طبقه دوم آن اکثر سقف های اتاق ها و نشیمن به صورت شیشه ای جهت نوردهی بیشتر طراحی شده است. باورود به Sکلاس فوراً به یاد آن خانه افتادم،تمامی امکانات و تجهیزات یک خانه سیار و جمع و جور در Sکلاس یافت می شود.4مبل تمام چرم، سیستم تهویه جداگانه برای هر4سرنشین،سقف پانوراما،کاغذ دیواری های چرم همرنگ مبلمان،گرمکن و سرد کن صندلی های جلو،سیستم یکپارچه حافظه دار تنظیم صندلی ها، سقف جیر، بخچال،خروجی برق عقب،8ایربگ،سیستم تلفن همراه و بلوتوث،DVD چنچر6تایی،نورپردازی داخل کابین،پرده های برقی عقب و شیشه های جانبی، چراغ های زنون جلو با روشن و خاموش شدن خودکار،چراغ های جلو با چرخش در پیچ و شستشوی خودکار، چراغ های LEDطیفی عقب،مه شکن عقب و جلو،سنسور پارک،سنسور باران،سیستم مکش درها(در صورتی که درها کاملاً بسته شنده باشد این سیستم به صورت خودکار درها را می بندد)،کروز کنترل هوشمند،سیستم کم کردن فشار باد تایرها،سنسور تصادف، ورود به داخل کابین بدون کلید(KEYLESS GO STATER)،دوربین دید در شب(NIGHT VISION این سیستم امکان دید در تاریکی مطلق را برای راننده آسان می کند)،فرمان حساس به سرعت و......آیا بازهم لازم می دانید تا دیگر امکانات این خودروی 260 میلیون تومانی را ذکر کنم؟!

همانند آزمایش CLK ابتدا به همراه مالک خودرو چند دوری را می زنیم و با دکمه ها و ادوات کناری در و کنسول مرکزی آشنا می شویم.حدود یک ساعت وقت نیاز دارید تا با دکمه های کناری سرنشین جلو کارکنید تا نسبتاً مسلط شوید.در کنسول مرکزی و قسمت زیر آرنجی علاوه بر جوی استیک دکمه های دیگری نیز وجود دارد که وظیفه های گوناگون نظیر ماساژور صندلی های جلو، سیستم GPS،چراغ خطر،تنظیم صدای سیستم صوتی،خوابانیدن پشت سری های عقب، تغییر حالت سیستم تعلیق به حالت هایSPORT،COMFORT،MANUAL،و.... از جمله دکمه هایی هستند که در این قسمت حسابی شما را سرگرم می کنند،بخش پایینی کنسول مرکزی توسط درپوش همرنگ کابین پوشانده شده که در آن سیستم صوتی و دکمه های کنترل رادیو و ظبط و CDچنجر قرار دارد.کنسول مرکزی نیز که از پوشش چوب بهرمند است در قسمت میانی آن ادوات و کنترل های سیستم تهویه قرار گرفته است.در بالای سیستم تهویه یک ساعت بسیار شیک و گرانقیمت آنالوگ با مارک مرسدس بنز قرار دارد که دارای پوشش طلای سفید و قیمتی در حدود 10هزار دلار است.در بالای ساعت یک LCD8اینچی قرار دارد که در سمت چپ آن 7عدد دکمه جهت فعال نمودن سیستمESP،تنظیم کمک فنرهای ایرماتیکی با قابلیت کاهش و افزایش ارتفاع خودرو،فعال نمودن سیستم سنسور پارک،زاویه گردشLCDو میزان نور چراغ های پشت آمپر و LCDوجود دارد.

نوبت به رانندگی می رسد، جای خود را با راننده عوض می کنم و پشت فرمان Sکلاس می نشینم. همه چیز را تنظیم می کنم تا تسلط خوبی داشته باشم.دکمه قرار گرفته در پشت فرمان را فشار می دهم و پشرانه 6سیلندرVشکل 5/3لیتری با قدرت 272 اسب بخار در دور6هزار و گشتاور350نیوتن متر در دور5هزار را روشن می کنم.گویی پیشرانه هنوز روشن نشده است.توسط اهرم دنده در پشت غربیلک فرمان حالت Dرا انتخاب می کنم و به آرامی حرکت خود را آغاز می کنم.گویی سور بر شبح سفید شده اید که هیچ تماسی با سطح زمین ندارد. در مدت زمان 9/7 ثانیه به سرعت 100 کیلومتر در ساعت رسیدم و با جسارت هرچه تمام پای خود را تا انتها بر روی پدال گاز فشار دادم و تا آنجا که توانستم برسرعت این خودرو افزودم،140 کیلومتر در ساعت عدد ثبت شده ای بود که توانستم با این خودرو حرکت کنم.البته مالک در زمان تست عدد 175 کیلومتر را ثبت کرد.تعویض دنده ها به نرمی و بدون هیچ تأخیری صورت می گرفت و فرمان نیز بعد از عبور از سرعت 100 کیلیومت کمی سفت شده بود.درو زدن با این خودرو همانند کنترل یک لیموزین است زیرا به راحتی نمی توانستم اطراف و جلوی خود را ببینم.در حین حرکت با دنده عقب نیز اگز دوربین دید عقب وجود نداشت به احتمال فراوان با مشکل روبه رو می شدم.در حین رانندگی،جعبه دنده 7سرعته تیپ ترونیک را به کمک پدال های چسبیده به پشت فرمان تعویض کردم که تازه لذت اسپرت بودن یک سواری لوکس را تجربه کردم.جعبه دنده بدون هیچ درنگی دنده ها را یکی پس از دیگری تعویض میکرد.

در حین توقف CLK در کنارمان ظاهر شد که به صورت کاملاً دوستانه یک مسابقه ی شتاب برگزار کردیم.در شتاب اولیه این CLKبود که چند لحظه ای پیش افتاد،با اجازه مالک پای خودر را تا انتها برروی پدال گاز فشردم و دنده ها را در دور6500 به بعد تعویض میکردم.در کوتاهترین زمان ممکنCLK از آینه های جانبی قابل مشاهده بود و بعد از چند ثانیه فاصله اش با خودرو بیشتر و بیشتر می شد.صفحه کیلومتر شمار دیجیتالی عدد 130 را نشان می داد که به سرعت پای خود را برروی پدال ترمز فشار دادم،ترمزهای دیسکی خنک شونده و ترمز ABS به راحتی این خودروی 1880 تنی را رام کرد.

 صادقانه باید عرض کنم به همین راحتی دلم نمی آمد از این شبح سفید که بارها و بارها خواب آن را دیده بودم دل بکنم، اما راهی جز خداحافظی با این خودرو نداشتم.

در پایان ضمن تشکر از دوست عزیزم آقای آیدین فرزانه مالک دو خودرو که وقت گرانبهای خود را در اختیار ما قرار دادند از آقای حمید فرزانه، وحید فروغی. میلاد مهرآذر و نوید صدری که در تمامی مراحل آزمایش ما را یاری نمودن تشکر می کنم.

 

+ نوشته شده توسط محمد حسن در دوشنبه 19 مرداد1388 و ساعت 12 بعد از ظهر |





Powered by WebGozar