تبليغاتX
عشق ماشین

كمپاني بزرگ و ارشد ب ام و در دهه 70 محصولي را توسط طراحان حرفه اي خود خلق كرد كه هيچگاه تصور نمي كردند كه اين محصول بتواند بعد از گذشت نزديك به 38 سال اينگونه در دل جوانان عاشق سرعت جاي بگيرد، خودرويي كه مي توان آن را يك جنگنده ي خياباني زيبا با چهره اي خشن نام برد. محصول مورد بحث ما ب ام و سري 6 است خودروي 2+2 كه در مدل هاي سقف كروك و ثابت قابل سفارش است. در سال 2004 شركت BMW  نمونه ي جديد سري 6 را به نمايش در آورد و به بازار جهاني عرضه كرد، بعد از گذشت چند سال دوباره اين خودرو را تغيير چهره (face lift) داد. ب ام و سري 6 جديد خودرويي است كه با مدل قبلي خود كمي تفاوت دارد. حالا بايد ديد كه با ورود اين خودرو به بازار جهاني كدام يك از تيونر ها زود تر مشغول به تقويت و تيونينگ اين خودرو مي شوند.

تيونر اي سي اشنيتزر را مي توان به عنوان يكي از تيونرهاي با تجربه و پر سابقه در امر تيونينگ محصولات BMW نام برد اين تيونر جزو اولين تيونر هايي است كه اين محصول جديد را زير تيغ جراحي مهندسين با تچربه خود قرار داده است. البته لازم به ذكر است كه اين تيونر نمونه ي ديزل اين خودرو را تقويت كرده است، كه در ابتدا از يك كيت آيئروديناميكي مناسب جهت هرچه بهتر شكافتن چريان هواي روبروي خودرو در سرعت هاي بالا، و تزئينات مختلف داخلي و رينگ جديدو..... استفاده كرده است.  

در نماي روبرو اين تيونر به جاي استفاده از ورودي هواي استاندارد از يك ورودي هواي دو تكه استفاده كرده است تا اين خودرو در نماي جلو شباهت بيشتري به يك كوسه درنده پيدا كند. البته وقتي كه از نماي جانبي به اين كوسه مشكي رنگ نگاه مي كنيد ركاب هاي اسپرت و عضلاني و رينگ هاي پنج پره آليا‍ي سفارشي اشنيتزر به سرعت جلب توجه مي كند. همچنين عبارت AC SCHNITZER در قسمت پشت خودرو نماي اسپرتي را به همراه دارد.

يكي از نكات قابل توجه كه براي بسياري از خودرو بازان شايد به چشم آيد استفاده بيش از حد نام اين تيونر است طوري كه بر روي اسپويلر جلو و در قسمت چراغ هاي مه شكن نام اين تيونر حك شده است. همچنين در قسمت كناري در عقب خودرو مي توان عبارت AC SCHNITZER را مشاهده كرد. اين تيونر در قسمت عقب از يك باله بسيار نازك و كوچك بر روي صندوق عقب استفاده كرده است.

 زماني كه استارت مي زنيد موتور اين خودرو به غرش در مي آيد و با كمك سيستم اگزوز جديد اشنيتزر و دو عدد سر اگزوز استيل كه ساخت خود اين تيونر حرفه اي است صدايي طنين انداز و فراگير را از خود بيرون مي كند. همچنين اين تيونر در قسمت عقب از يك اسپويلر استفاده كرده است كه در برگيرنده سيستم اگزوز است.

 همچنين اين تيونر براي اين كوسه وحشي از 4 باله 20 اينچي مدل VI ساخت اشنيتزر استفاده كرده است تا علاوه بر زيبايي به همراه لاستيك هاي خوب آن چسبندگي مناسبي را بر روي سطح جاده داشته باشد. در قسمت داخل اين تيونر از پوشش تمام چرم بر روي كنسول و داشبورد و همچنين صندلي ها استفاده كرده است قسمتي از تودري ها و داشبورد مركزي را با طرح چوب مزين كرده است همچنين در نمونه ي سقف ثابت از چرم در قسمت سقف اين خودرو استفاده كرده است. البته رنگ چرم طبق سفارش مشتري تهيه مي شود.

 اين تيونر براي مدل 635d از يك پيشرانه 3 ليتري توين توربو 6 سيلندر خطي استفاده كرده است كه داراي حداكثر قدرتي معادل 310 اسب بخار است. البته ناگفته نماند اين تيونر مدل 650i را كه داراي يك پيشرانه 8 سيلندر 8/4 ليتري است را به 1/5 ليتر افزايش داده است و قدرت آن را به 411 اسب بخار رسانده است، با توجه به اين همه دست كاري و تغيير در اين خودرو هنوز هم حداكثر سرعت اين كوسه با كمك محدود كننده ي الكترونيكي 250 كيلومتر در ساعت است.

+ نوشته شده توسط محمد حسن در سه شنبه 27 فروردین1387 و ساعت 6 بعد از ظهر |

به نظر شما آیا امکان دارد که یک خودروی کلاسیک قدیمی را بازسازی کرد و آن را درست مثل نمونه ی اولیه ی خود تبدیل کرد؟این کار شدنی است اما نه به دست هر تعمیرکار و مکانیکی، بلکه اینگونه بازسازی ها که باید با دقت فراوان و حوصله ی و وقت زیادی صورت بگیرد توسط افراد ماهر و با سابقه انجام می گیرد.آنها حتی برای کوچکترین کاری که می خواهند بر روی اینگونه خودرو ها انجام دهند نیاز به وقت فراوان دارند. تا بتوانند کار خود را به بهترین نحو ممکن صورت بدهند.آقای باری اسمیت و برادر او لین اسمیت جزو قدیمی ترین مکانیک های آمریکا و شهر فلوریدا هستند، آنها سالیان سال است که در کنار هم مشغول بازسازی و مرمت خودروی های تقریباً اوراقی کلاسیک هستند.خودروهایی که نظیر آنها به راحتی پیدا نمی شود. خودرو هایی نظیر فراری تستا روسا 250 مدل 1959، استون مارتینDBR1 مدل 1956، مازراتی s450 مدل 1957 که در کارگاه کوچک این دو برادر جان تازه ای پیدا کرده اند. خودروهایی که از رده خارج شده اند و قیمت چندان زیادی ندارند ولی بعد از مرمت و تعمیر اساسی می توان آنها را چند برابر قیمت خریداری شده بفروش رسانید.حتی در اکثر موارد قیمت این گونه خودروها به بیش از 1 میلیون دلار می رسد. برادران اسمیت اینبار مشغول تعمیر و بازسازی یک جگوار دو نفره کلاسیک هستند که البته کار آنها بر روی این خودرو چند روزی است به پایان رسیده است. این خودرو طبق گفته های آنها در سال 1965 ساخته شده است و زمانی که آنها این خودرو را خریداری کردند تنها شاسی آن بود که کمی سالم مانده بود و تمامی قطعات آن یا تعویض شده بودند و یا به مرور زمان کارایی خود را از دست داده بودند.صندلی های این خودرو که از چرم بسیار مرغوب ساخته شده اند به همراه چرم درها، ترمز دستی، قسمت پایینی دسته دنده و بخشی از داخل خودرو نمای زیبایی را به آن بخشیده است.این خودروی دو نفره در زمان خود فقط برای مسابقات درست شده بود و به همین در این نمونه ی استثنایی خبری از سیستم صوتی پیشرفته  و حتی رادیو ظبط خبری نیست ولی در عوض این خودرو از یک سیست ترمز پیشرفته ساخت برمبو بهرمند است.بیشتر قسمت داخلی این خودرو از آلومینیوم تشکیل شده است که به صورت دست ساز بر روی این خودرو نصب گردیده است که کنسول مرکزی را به طور کامل دربر میگیرد. فرمان کلاسیک 3 شاخه این خودرو از چرم و آلومینیوم تشکیل شده است تا هماهنگی بین قطعات و رنگهای داخلی خودرو حفظ گردد.داشبورد این خودرو به رنگ قرمز طراحی شده است که قرمز است، در قسمت مرکز داشبورد 4 عدد نشانگر دایره ای شکل قرار دارند که بنزین، آمپر، و.... را نشان می دهند همچنین دو نشانگر سرعت سنج و دور موتور نسبتاً بزرگ روبروی راننده قرار دارد. از جمله نکات جالب توجه استفاده از سویئچ در سمت چپ این خودرو است. این خودرو از یک گیربکس 6 سرعته دستی بهرمند است همچنین موتور این خودرو از نوع 12V است که ساخت کمپانی ب ام و است. این خودروی 1012 کیلوگرمی  در قسمت جلو 45 درصد و در قسمت عقب 55 درصد تقسیم وزن دارد. حداکثر قدرت این پلنگ وحشی 451 اسب بخار و حداکثر سرعت آن بیش از 290 کیلومتر در ساعت اعلام شده است. بر روی کاپوت جلوی این خودرو یک قسمت شیشه ای به صورت برآمده درست شده است که موتور 12 سیلندر این خودرو را نشان می دهد. چراغ های مه شکن کوچک در کنار سپر های بزرگ و چراغ های مه شکن بزرگ در داخل ورودی هوا قرار دارد که در شب و مه کمک شایانی برای دید بیشتر به راننده می کند. همچنین در دو طرف این خودرو دو عدد منیوفولد و لوله اگزوز به بیرون کشیده شده است که بعد از عبور از کنار در به زیر ماشین رفته و از پشت خودور بیرون آمده اند. باک این خودرو در کنار صندوق بار قرار دارد که به صورت یک کوهان بزرگ طراحی شده است که پشت سر راننده قرار دارد، همانطور که اشاره شد ترمز ها و دیسک های این خودرو تیز پرواز ساخت کمپانی برمبو است تا هر وقت رانند لازم دانست سرعت خود را به راحتی کاهش دهد. طبق گفته های برادران اسمیت از این خودروی دست ساز تعداد بسیار محدودی ساخته خواهد شد.   

+ نوشته شده توسط محمد حسن در سه شنبه 27 فروردین1387 و ساعت 1 بعد از ظهر |
بعد گذشت چند ماه از پرده برداری رولزرویس فانتوم کوپه در نمایشگاه ژنو، به تازگی در کشور آلمان و در شهر مونیخ یک رولزرویس دیگر در حال گذراندن مراحل تست است، این خودرو با دیگر محصولات این کمپانی انگلیس الاصل که زیر مجموعه کمپانی بزرگ ب ام و است فرق دارد. این رولزرویس در ظاهر کمی تغییر کرده، همچنین مهندسین این کمپانی برای این خودرو یک رژیم غذایی سنگین گرفته اند که حاصل آن کوچک تر شدن طول،عرض، ارتفاع و وزن این خودروی لوکس شده است. تام هفمن یک از جاسوسان صنعتی و عکاسان حرفه ای است. او که متولد شهر لس آنجلس است در سن 23 سالگی گزارشی مبنی بر تست یک دستگاه رولزرویس کوچک در مونیخ آلمان بر روی سایت های خبری ارسال نمود. خبری که شاید برای بسیاری از لوکس سواران که توان خرید رولزرویس های گرانقیمت و بزرگ را ندارند بسیار خوشحال کننده باشد. طبق خبرهای ارسالی از تام این بچه رولزرویس دوست داشتنی همانند اجداد خود از یک پیشرانه ی نسبتاً قوی بهرمند است پیشرانه V12 سیلندر که می تواند قدرتی معادل440 اسب بخار را تولید نماید. پلت فرم این رولزرویس بر مبنای بی ام و سری 7 ساخته شده است،ولی این رولزرویس از بی ام و سری 7 پهن تر و کشیده تر است و همچنین از سری 7 لوکس تر است. تام در حین تهیه عکس و گزارش از این رولز رویس کوچک متوجه نکاتی مهم و ریز در مورد این خودرو شد که از جمله ی آنها می توان به کوچک تر شدن اشاره کرد. در  این خودرو تغییرات بیشتری هم در ظاهر و داخل خودرو صورت گرفته است، تغییراتی همانند کشیده تر شدن ستون های جلو به سمت عقب، تغییر ظاهری و جدا شدن چراغ های جلو از یکدیگر،استفاده از آئینه های کوچک تر، تغییر جزئی در نمای عقب و چراغ های عقب این خودرو از جمله موارد تغییر یافته در این خودرو به حساب می آید.  همچنین این رولزرویس کوچک همانند پدر خود از درهای مفصلی روبه عقب برای سرنشینان عقب سود می برد. شبکه و جلو پنجره های کروم کاری شده، زهواره های در، شیشه جلو و عقب، آیئنه کناری، سانروف و .... در این خودرو بر عکس نمونه ی فانتوم بزرگ، کوچک تر هستند. تام میگوید اگر ترافیک سینگین مونیخ نبود شاید نمی توانست این رولزرویس کوچولو را ملاقات کند و بتواند از آن گزارش تهیه کند. با توجه به اینکه بر روی قسمت های مختلفی از این خودرو کاور های مشکی رنگ پوشانده اند اما تام براحتی توانست تغییرات حاصل شده را شناسایی کند. او می گوید بر روی دستگیره در های یک نوار برآمده کشیده شده بود تا تغییرات ایجاد شده بر روی آنها مشخص نشود. همچنین تام می گوید تیم تست شرکت رولزرویس از رینگ های معمولی بر روی این خودرو استفاده کرده اند تا نمونه اصلی آن را در خودر مرکز طراحی رولزرویس استفاده کنند.البته احتمال استفاده از رینگ های مدل فانتوم در این مدل کوچک بسیار است. در مورد سال ورود این خودرو به بازار جهانی و قیمت آن اطلاعی در دست نداریم.   
+ نوشته شده توسط محمد حسن در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت 7 بعد از ظهر |

به نظر شما آیا امکان دارد که یک خودروی کلاسیک قدیمی را بازسازی کرد و آن را درست مثل نمونه ی اولیه ی خود تبدیل کرد؟این کار شدنی است اما نه به دست هر تعمیرکار و مکانیکی، بلکه اینگونه بازسازی ها که باید با دقت فراوان و حوصله ی و وقت زیادی صورت بگیرد توسط افراد ماهر و با سابقه انجام می گیرد.آنها حتی برای کوچکترین کاری که می خواهند بر روی اینگونه خودرو ها انجام دهند نیاز به وقت فراوان دارند. تا بتوانند کار خود را به بهترین نحو ممکن صورت بدهند.آقای باری اسمیت و برادر او لین اسمیت جزو قدیمی ترین مکانیک های آمریکا و شهر فلوریدا هستند، آنها سالیان سال است که در کنار هم مشغول بازسازی و مرمت خودروی های تقریباً اوراقی کلاسیک هستند.خودروهایی که نظیر آنها به راحتی پیدا نمی شود. خودرو هایی نظیر فراری تستا روسا 250 مدل 1959، استون مارتینDBR1 مدل 1956، مازراتی s450 مدل 1957 که در کارگاه کوچک این دو برادر جان تازه ای پیدا کرده اند. خودروهایی که از رده خارج شده اند و قیمت چندان زیادی ندارند ولی بعد از مرمت و تعمیر اساسی می توان آنها را چند برابر قیمت خریداری شده بفروش رسانید.حتی در اکثر موارد قیمت این گونه خودروها به بیش از 1 میلیون دلار می رسد. برادران اسمیت اینبار مشغول تعمیر و بازسازی یک جگوار دو نفره کلاسیک هستند که البته کار آنها بر روی این خودرو چند روزی است به پایان رسیده است. این خودرو طبق گفته های آنها در سال 1965 ساخته شده است و زمانی که آنها این خودرو را خریداری کردند تنها شاسی آن بود که کمی سالم مانده بود و تمامی قطعات آن یا تعویض شده بودند و یا به مرور زمان کارایی خود را از دست داده بودند.صندلی های این خودرو که از چرم بسیار مرغوب ساخته شده اند به همراه چرم درها، ترمز دستی، قسمت پایینی دسته دنده و بخشی از داخل خودرو نمای زیبایی را به آن بخشیده است.این خودروی دو نفره در زمان خود فقط برای مسابقات درست شده بود و به همین در این نمونه ی استثنایی خبری از سیستم صوتی پیشرفته  و حتی رادیو ظبط خبری نیست ولی در عوض این خودرو از یک سیست ترمز پیشرفته ساخت برمبو بهرمند است.بیشتر قسمت داخلی این خودرو از آلومینیوم تشکیل شده است که به صورت دست ساز بر روی این خودرو نصب گردیده است که کنسول مرکزی را به طور کامل دربر میگیرد. فرمان کلاسیک 3 شاخه این خودرو از چرم و آلومینیوم تشکیل شده است تا هماهنگی بین قطعات و رنگهای داخلی خودرو حفظ گردد.داشبورد این خودرو به رنگ قرمز طراحی شده است که قرمز است، در قسمت مرکز داشبورد 4 عدد نشانگر دایره ای شکل قرار دارند که بنزین، آمپر، و.... را نشان می دهند همچنین دو نشانگر سرعت سنج و دور موتور نسبتاً بزرگ روبروی راننده قرار دارد. از جمله نکات جالب توجه استفاده از سویئچ در سمت چپ این خودرو است. این خودرو از یک گیربکس 6 سرعته دستی بهرمند است همچنین موتور این خودرو از نوع 12V است که ساخت کمپانی ب ام و است. این خودروی 1012 کیلوگرمی  در قسمت جلو 45 درصد و در قسمت عقب 55 درصد تقسیم وزن دارد. حداکثر قدرت این پلنگ وحشی 451 اسب بخار و حداکثر سرعت آن بیش از 290 کیلومتر در ساعت اعلام شده است. بر روی کاپوت جلوی این خودرو یک قسمت شیشه ای به صورت برآمده درست شده است که موتور 12 سیلندر این خودرو را نشان می دهد. چراغ های مه شکن کوچک در کنار سپر های بزرگ و چراغ های مه شکن بزرگ در داخل ورودی هوا قرار دارد که در شب و مه کمک شایانی برای دید بیشتر به راننده می کند. همچنین در دو طرف این خودرو دو عدد منیوفولد و لوله اگزوز به بیرون کشیده شده است که بعد از عبور از کنار در به زیر ماشین رفته و از پشت خودور بیرون آمده اند. باک این خودرو در کنار صندوق بار قرار دارد که به صورت یک کوهان بزرگ طراحی شده است که پشت سر راننده قرار دارد، همانطور که اشاره شد ترمز ها و دیسک های این خودرو تیز پرواز ساخت کمپانی برمبو است تا هر وقت رانند لازم دانست سرعت خود را به راحتی کاهش دهد. طبق گفته های برادران اسمیت از این خودروی دست ساز تعداد بسیار محدودی ساخته خواهد شد.   

+ نوشته شده توسط محمد حسن در دوشنبه 19 فروردین1387 و ساعت 7 بعد از ظهر |

مقاله ای که می خوانید شاید برای بسیاری از مخاطبین گرامی عجیب و یا بی ارزش باشد و یا برای بسیاری از مخاطبین اصلاً مقاله به حساب نیاید، و همچنین بلعکس برای بسیاری از خودرو سواران جالب و مهم باشد. من در این مقاله تا آنجا که در توانم بود سعی کردم مطالب را ساده و شیوا بیان کنم و منظور خود را از این بحث به شما مخاطبین گرامی بفهمانم. البته اگر پیشنهاد و یا انتقادی در مورد این مطلب دارید حتماً بگویید. زیرا من منتظر انتقادات و پیشنهادات سازنده ی شما دوستان عزیز هستم.

نزدیک به سه سال است که نشریات بزرگ خودرویی کشور از جمله مجله ماشین و ماهنامه عصر نوین و به تازگی هفته نامه دنیای خودرو و دیگر نشریات خودرویی کشور که به تازگی وارد گوی و میدان شده اند، در واپسین روزه های انتشار مجله خود برای ویژه نامه نوروز دست به کارها مختلفی زده اند تا بتوانند مخاطبان خود را بیشتر به دنیای بزرگ خودرو وارد کنند. سریع و بدون هیچ گونه تعارفی بگویم مقاله ی من نقدی بر انتخاب خودروی سال از سوی نشریات خودرویی کشور است.جایی که عده ای مهندس و خبرنگار و عکاس دور هم جمع می شوند و تمام اطلاعات خود را از یک خودرو بیان می کنند و در نهایت با امتیاز دادن به خودروی مورد نظر آن را در جدول بهترین خودرو های سال قرار می دهند. کاری که در ایران اصلاً اصولی و حرفه ای اجرا نمی شود. کاری که به نظر من با توجه به مشکلات صنعت خودروسازی کشور بیهوده است.

 اگر با من هم عقیده هستید حتماً این مطلب را مطالعه بفرمایید و اگر با خواندن همین چند سطر با من مخالف هستید وقت گرامی خود را تلف نکنید و موس خود را به سمت بالا و به سوی قسمت بستن پنجره ی این وبلاگ حرکت دهید و به وبلاگ های دیگر سر بزنید.

حتماً برای شما پیش آمده است که زمانی در جمعی حاضرید و سوالی پیش می آید. سوالی که همیشه در مباحث خودرویی تکراری است که: کدام خودرو بهتر است؟.

زمانی که به این سوال می رسید حتماً معیار های فراوانی در ذهن شما برای انتخاب خودرو نمونه میان این همه خودرو ایجاد می شود. البته با توجه به گستردگی تنوع محصولات در ایران، که حتی در هیچ کجای دنیا این چنین تنوعی وجود ندارد شما نمی توانید به راحتی و به سرعت به این سوال پاسخ دهید. با توجه به اینکه مجله های معتبر ایرانی هر ساله بهترین خودرو سال ایران را انتخاب می کنند. برای بسیاری از افراد ایجاد سر درگمی می کنند. نظر من در مورد این انتخاب منفی است زیرا به نظر من هیچ وقت و هیچ زمانی نمی توان دو خودرو را با یکدیگر مقایسه کرد و بعد از آن یکی را برتر و بهتر از دیگری معرفی کرد. من مخالف برگزاری چنین مراسمی هستم، مراسمی که فقط برای وقت گذراندن و پر کردن صفحات نشریات ایجاد شده است. ما هیچ وقت نمی توانیم سمند را با پژو 405، هیوندای توسان را با کیا سورنتو، پاجرو را با پرادو و..... با یکدیگر مقایسه کنیم. البته تنها زمانی که می توانیم این خودرو ها را بایکدیگر مقایسه کنیم زمانی است که فاکتور مد نظر ما فقط یک مورد باشد، یعنی یا قیمت یا زیبایی یا خدمات پس از فروش ویا...... باشد. البته در بعضی از موارد می توان 2 الی 3 فاکتور را در کنار هم گنجاند تا خودروی مورد نظر را به توان راحت تر انتخاب کرد ولی همیشه باید برای انتخاب یک خودرو فاکتور های مورد نظر را جدا جدا در نظر بگیریم. مثلاً ب ام و سری 7 بهتر است یا پژو 206، بدون شک و تردید شما گزینه اول را انتخاب می کنید. ولی من با شما هم عقیده نیستم. ب ام و سری 7 مانند پژو 206 قابلیت های استفاده روزمره را ندارد و یکی از دلایل آن طول و عرض زیاد و هزینه ی نگهداری بالای آن است.یعنی شما نمی توانید از این خودرو برای همه مصارف روزانه استفاده کنید ولی پژو 206 می تواند در تمام مصارف روزانه حتی خرید های کوچک به کمک شما بیاید و یکی از دلایل آن کوچک بودن و کم مصرف بودن این خودرو است. برعکس اما اگر فاکتور ما تجهیزات و امکانات رفاهی باشد پیروز بی چون و چرای این میدان ب ام و سری 7 است. خودرویی که تمامی امکانات رفاهی و راحتی را همانند یک هواپیمای بسیار لوکس در خود گنجانده است.  

 به نظر شما لامبورگینی مورسیه لگو بهتر است یا سمند سورن؟ شاید کمی این سوال برای شما خنده دار و عجیب باشد و یا حتی این سوال را به تمسخر بگیرید. ولی این یک سوال جدی است، سوالی که من از شما می پرسم، زمانی که ما در انتخاب دو خودرو یک فاکتور را در نظر بگیریم می توانیم راحت تر و سریع تر و قاطع تر خودروی بهتر را انتخاب کنیم مثلاً با توجه به ارتفاع کم لامبورگینی شما نمی توانید به راحتی و در هرجایی که خواستید از این خودرو استفاده کنید. ولی شما می توانید با خودروی سمند به راحتی و در هرگونه شرایط جاده ای به غیر از جاده هایی که خودروهای SUV در آنها گیر می کنند رانندگی کنید. شاید برای شما جای تعجب باشد که لامبورگینی یک خودروی سوپر اسپرت است ولی سمند یک خودروی سدان خانوادگی و این دو خودرو در یک کلاس یکسان قرار ندارند که با هم مقایسه می شوند. اما من برای مثال از این دو خودرو استفاده کردم.   تنها در این صورت است که می توانیم بگویم سمند برتر از لامبورگینی مورسیه لگو است و همچنین لامبورگینی مورسه لگو از سمند برتر است.

 یکی از مهمترین فاکتور ها در انتخاب خودروی مورد نظر  فاکتور قیمت است، یعنی شخص باتوجه به درآمده مالی خود و قیمت خودرو، خودروی مورد نظر را انتخاب می کند البته این فاکتور در بعضی از خانواده ها اصلاً مطرح نمی باشد.  . به نظر من کاری که نشریات داخلی در مورد انتخاب خودروی سال انجام می دهند اشتباه است، امتیاز دادن و بعد از آن جمع امتیاز که کار کاملاً اشتباه و بی هوده است. البته به شخصه بنده در مورد چگونگی انتخاب خودروی برتر و سال در کشور های دیگر و مجلات خارجی هیچ اطلاع دقیقی ندارم. اما عقیده من بر این است که انتخاب خودروی سال کاری غیر ممکن است. شما نمی توانید بگویید رنو مگان بهترین خودرو سال ایران به حساب می آید، پس بنز E کلاسی که در ایران تولید می شود در این جدول جایگاه چندم را به خود اختصاص می دهد خودرویی که از نظر کیفیت مونتاژ همانند کارخانه ی مادر در آلمان دارای سطح عالی است. و یا جایگاه خودرویی همانند چیرمن که یکی از لوکس ترین خودروهای تولیدی داخل با کیفیت عالی است در این جدول کجاست؟ پس خودرو های شاسی بلند یا همانSUV کجای این جدول باید قرار بگیرند. اگر مزدا 3 برترین و بهترین خودروی سال انتخاب شد یعنی می تواند کارایی یک خودروی SUV را داشته باشد و از جاده های صعب العبور عبور نماید. به نظر من باید یک تجدید نظر کلی در انتخاب خودروی سال صورت بگیرد و یا تا زمانی که این انتخاب به صورت علمی و مهندسی صورت نگرفته است انجام نشود. البته این نظر من است. خودرو های برتر را باید در همان کلاس خودشان معرفی کنیم سدان ها جدا،کوپه ها جدا، SUV ها جدا و.... .

 مجله ماشین امسال سقف قیمت خودرو های مورد نظر خود را 75 میلیون تومان در نظر گرفته است پس جای چیرمن 65 میلیونی با 3 سال سابقه تولید کجاست؟ من نمی خواهم برای گروه صنعتی پارس تبلیغ کنم. بلکه می خواهم بگویم که صنعت خودروی کشور ما هیچ زمانی به جایگاه اصلی خود نرسید، حال بخواهیم که نشریات داخلی که با استفاده از اخبار تکراری و یا دست دوم خود هر ساله خودرویی را به عنوان خودروی سال برگزینند. این یک استباه بزرگ تلقی می شود. البته لازم به ذکر است که من انتخاب خودروی سال در ایران را قبول ندارم زیرا این کار باید یک کار کارشناسی شده باشد، تا آنکه عده ای دور هم جمع شوند و نظرات و پیشنهادات خود را بر روی کاغذ بنویسند و در آخر با دادن امتیاز بهترین و بدترین خودروی سال را انتخاب کنند. این روش فقط برای عده ای سود دارد و برای کسانی که می خواهند خودروی مورد نظر خود را انتخاب کنند جز سردرگمی چیزه دیگری را حاصل ندارد.

در ادامه  باید اضافه کنم که این مطلب را برای کسانی که دلسوز صنعت خودرو سازی ایران هستم نوشته ام.

منتظر نظرات شما هستم.

+ نوشته شده توسط محمد حسن در چهارشنبه 14 فروردین1387 و ساعت 3 بعد از ظهر |





Powered by WebGozar